مغزم شبیه یه چمدون آشفتهست ، زیپش به زور بسته شده ، پر از وسایلی که نه میخوام ، نه میتونم بندازمشو…
انتشار: 2026/08/12 12:39 UTCدریافت: 2026/08/17 06:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 06:10 UTC
مغزم شبیه یه چمدون آشفتهست ، زیپش به زور بسته شده ، پر از وسایلی که نه میخوام ، نه میتونم بندازمشون دور. انگار هر چیزی که بهش نیازی ندارم ، یه گوشه این چمدون جا خوش کرده : فصل های درهمی که هیچ منطقی پشتشون نیست ، داستان های نصفه ای که سر انجام ندارن ، خاطره هایی که خاک روشون نشسته و دیگه حتی تصویرشون واضح نیست. مثل جعبه سیاه یه سقوط ؛ پر از راز هایی که هیچکس نمیخواد بشنوه. اما نمیتونم ازش خلاص بشم ، چون میترسم اگه همه رو بریزم بیرون ، یه خالی بزرگ بمونه ، جوری که حتی خودم هم نفهمم چی به سرم اومده.🖤🕊.
