این منظره است که روبهرویش ایستادهای ومردگان برخاستهاز درختان هر باد و خونغروب بیپایانی در بخار د…
انتشار: 2026/06/21 05:39 UTCدریافت: 2026/08/01 00:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:11 UTC
این منظره است که روبهرویش ایستادهای ومردگان برخاستهاز درختان هر باد و خونغروب بیپایانی در بخار دیگهای جادوستچهره بر چهره نمینشیند در این یخبندانشب پوستین سخت سردی بر پوست وای داد از این غیاب وشبح عظیمی که تو شدهای واز میان تو قشون قوم عزا میگذردصدای قاشقکها و طبلاین منظره است و تو خوب نظاره میکنیپاشیدن تن بر تن و احوال اجساد پرخروشماه هشتم سالفرشتهی مولکولعقرب نشسته بر شانهی تیشترسیلاب حاضران و شبح تاریک غایباندر این کاسهی خوندر این جمجمهی سخنگوکه منظره تلخ برابر چشمهات فرومیریزدکه منظره فرومیریزد چون اشک از برابر چشمهاتخویشاوند فرومیریزد از برابر چشمهاتمادرخواندههای جادوو اقلیم تکهای که سگ هارِ گَری بر آن شاشیدهستتو در این دور چه میکنی؟از این دوربه تماشای منظرهای غایبای گسستهبیمنظره چه میکنی؟سلام بر عقرب نشسته بر شانهی تیشترسلام بر عقرب پاییز و نگهبان آبماهِ آبهایی و غرقِ خون و ماهِ ماهبادها از تو میوزندکه توتودهی قوایِ کیمیایی ومس خورشید و غروبی بر تلاطم آبهایگانه آتشی که در قلب میوزدقیام جرقههایی و شعلههای بلندِ پیشانیآرزوهایی در آتش بریده از تب و تمنای دواسلام بر خروارهای تلنبار جان آدمیدر منظرهای که فرومیریزدسلام بر مردگان#پریماه_اعوانیبیداد موریانهها (ویژهی شعر زن):@bidaademooriyanehaa