خون میرود چندان که آبراهه آبراهه نیستمیرود شک بریزد و شبهه به ارادهی آزاد رود روغن چراغهای دریا…
انتشار: 2026/07/16 04:51 UTCویرایش: 2026/08/01 00:11 UTCدریافت: 2026/08/15 03:28 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:28 UTC
خون میرود چندان که آبراهه آبراهه نیستمیرود شک بریزد و شبهه به ارادهی آزاد رود روغن چراغهای دریایی شودو موج بیاندازد به عقل سرخ اقیانوسمیرود با بارانهای موسمی برگردد.خون خواهر درونی ماستدستیش آب و دست دیگرش آتشپرندگان بسیاری دهان او را کاویدهاندو مُهر عادتاز پاهای مغلوب جاذبه برگرفتهاند.کارکشته خونکه کاشفان نکتهدان جهان را پذیرهی مرگ میبردو هر صبح از گریبان شرق بیرون میآورد.نگاه کن خونی که از سربازخانه فرار میکند خون نیست_ خونی که در خون خود میراند_دهان به دهان میچرخد و سرختر میشودنمیخوابد باد را به باد میدهد خشت میزند از گِل سرخو خون خونش را میخورد همین که فکر میکند به تناسب اندام خاک. خدای به دارآویختگاننگاه کن به جریان عمودی خون و از ما امان بخواهامان بخواه از ما که تاریخمان روایت خون است و در حدود مرگ زندهتریم.#زهرا_حیدریبیداد موریانهها (ویژهی شعر زن):@bidaademooriyanehaa