نوشته مخاطبان✍️ شهرزاد مسلمیدر باب دانشگاهاین روزها پیرامون جنگ به استدلال انسانهای مختلف گوش مید…
انتشار: 2026/06/24 13:09 UTC
نوشته مخاطبان✍️ شهرزاد مسلمیدر باب دانشگاهاین روزها پیرامون جنگ به استدلال انسانهای مختلف گوش میدهم. از ضعف رسانه داخلی بسیار میشنوم و تلاشهای رسانههای خارجی فارسیزبان (بالاخص ایران اینترنشنال) برای بازتعریف و تحریف فضای جنگ را میبینم.بسیار فکرم درگیر شد که چرا اساساً یک رسانه (چه داخلی و چه خارجی) باید تا این حد بر مردم ما نفوذ کند که قدرت تفکر درست را از آنها سلب کند؟ یعنی باید از ابتدا نحوه استفاده درست از رسانه و فضاهای اجتماعی مجازی را آموزش میدیدند؟ آموزش؟ بله، گره اصلی را در آموزش احساس میکنم.آموزشی که در جای بزرگتر و برای مسائل حیاتیتری باید صورت میگرفت. ما در مدرسه برای فضای بزرگتری به نام دانشگاه آماده شدیم؛ فضایی که در ذهن ما قرار بود از ما انسان متفاوتتری بسازد و انسان آگاهتر و بهتری برای حضور و مشارکت در جامعه.به دانشگاه که رفتم، انتظار وجود جناحبندی بین دانشجویان را نداشتم. به نظرم در کلاس درس فقط یک جناح باید وجود داشته باشد و آن هم علم و تفکر علمی است. اما متأسفانه وجود داشت؛ از سیاسی گرفته تا مذهبی، از عقیده گرفته تا پوشش ظاهری.شاید اساتید و مدرسین تلاش کردند که آشکارا بین دانشجویان تفاوتی قائل نشوند، اما از اهمیت مذاکره با آمریکا و توافق بسیار شنیدیم، از درافتادن با ابرقدرتی مثل آمریکا ترسانده شدیم، به ما القا شد که اصلاحطلبان تنها روشنفکران و تنها خیرخواهان جامعهاند، و اینکه نباید با احدی جنگید.نتیجه چنین تفکر و گفتههایی باعث ایجاد اختلافات بین دانشجویان با عقاید مختلف و متفاوت میشد. حال در این اوضاع، سؤالی در ذهنم شکل میگیرد که ای کاش میشد به گذشته برگشت و مطرح کرد:«اینکه چه کسی گفته است که باید با تمام دنیا در صلح بود؟ اتفاقاً عقیده راسخ من این است که میتوان برای منافع ملی با هر کشوری سر جنگ داشت.»و سؤال دیگرم این است که انرژی هستهای چیست؟ از اورانیوم غنیشده برای چه چیزهایی استفاده میشود؟ ما در چه مرحلهای هستیم؟ چرا باید آن را دو دستی تقدیم کنیم؟حال ربط تمام اینها به دانشگاه چیست؟این است که ما در دانشگاه، قبل از فراگیری هر علمی و در مسیر فراگیری هر علمی، ابتدا میبایست چگونه تفکر کردن و تفکر سیستمی را آموزش میدیدیم. تفکر سیستمی بدین معنا که برای بررسی هر مسئلهای در جامعه، ابتدا کلیت جامعه را در نظر بگیریم، بعد اجزای مختلف موجود در آن، بعد روابط این اجزا با هم و همینطور روابط این اجزا در ارتباط با کلیت جامعه و تعاملات آنها. فقط در این صورت میتوان فارغ از هر جناحبندی و تعصبات کورکورانه، راجع به یک مسئله تفکر و تصمیمگیری کرد. اساساً رسالت این نوع تفکر، در نهایت تصمیمگیری درست است.نتیجه چنین فقدانی در فضای آموزش باعث میشود عدهای هرچه رسانه داخلی میگوید را طوطیوار و بدون استدلال برای دیگری تکرار کنند و مورد خشم و غضب قرار گیرند و عدهای دیگر که رسانه خارجی میبینند، باد به غبغب بیندازند و ژست دانای کل بگیرند...مخلص کلام اینکه در بحبوحه این جنگ، بسیار از دانشگاه دلچرکین شدم.@otaqejangmediaبرای ارسال نوشتههای خود با @ravieiran در ارتباط باشید


