دلنوشتهای به رهبر شهید 🕊✍ سحر از اروپامینویسم به رهبر شهیدم که تنها چند هفته قبل از شهادتشان شنا…
انتشار: 2026/07/06 17:50 UTC
دلنوشتهای به رهبر شهید 🕊✍ سحر از اروپامینویسم به رهبر شهیدم که تنها چند هفته قبل از شهادتشان شناختمش؛ دو هفتهای که علیرغم کوتاهی دلم بسیار بیتاب بود، بیقرار بودم و نگران شهادتش. وقتی برای قرآنخواندن ماه رمضان ظاهر شد، میترسیدم از دستش بدهم؛ انگار درد بیدرمان و دل بیقرارم برای وطن با شناختن او تازه آرام گرفته بود. حالا با وجود او خاطرم از مملکت جمع بود؛ حالا اما نگران او بودم؛ حالا که دشمن به جنوب آمده بود و من پشیمان به خاطر هر لایکی که زیر پستهای مخالف مکتب او کرده بودم...خیلی دیر شده بود؛ من همیشه معترض بودم، از ۱۳ سالگی تا ۳۰ سالگی ام؛ در اروپا زندگی میکنم و در تظاهرات ۴۰۱ شرکت کرده بودم...بعد از اینکه رهبر را شناختم میسوختم و احساس میکردم دیر شده است. از اینکه سالها با بی اعتمادی گذشته بود، از اینکه هیچوقت هیچ سخنرانی از ایشان را ندیده بودم دلگیر بودم. چقدر آن چند هفته آخر زیر سایه آقا شیرین گذشت. تنها روزهایی بود که دلم قرار داشت که ایران در مسیر درستی بوده است و من در مسیر نادرست...الان اما تصمیم گرفتهام در غیاب ایشان لقای زندگی در اروپا را به عطایش بخشیده و برای همیشه به ایران بازگردم تا با وجود همهی دشواریها تا آخرین نفس برای ایران و سربلندیش تلاش کنم...@otaqejangmedia


