این متن رو با دقت بخونین:چرا واقعا من (یعنی علی زکریائی) از مذاکره طرفداری میکنم؟!🔻به نظرم یه اشتبا…
انتشار: 2026/07/02 13:00 UTC
این متن رو با دقت بخونین:چرا واقعا من (یعنی علی زکریائی) از مذاکره طرفداری میکنم؟!🔻به نظرم یه اشتباه رایج اینه که فکر میکنیم هدف مذاکره فقط رسیدن به توافقه؛ در حالی که توی سیاست، مذاکره خودش یه ابزاره، نه هدف. حتی اگر هیچ توافقی هم حاصل نشه، باز هم میتونه برای ایران دستاوردهای مهمی داشته باشه.۱. نتیجه مذاکره، اولویت اول نیست.مذاکره یه ابزار راهبردیه، نه هدف. ممکنه توافق بشه، ممکنه نشه؛ اما در هر دو حالت میتونه فرصتها و دستاوردهایی ایجاد کنه که در محاسبات کلان کشور ارزشمند باشه.۲. آزمودن صداقت طرف مقابل.مذاکره مشخص میکنه طرف مقابل واقعاً دنبال حل مسئلهست یا فقط از مذاکره بهعنوان ابزار فشار، خرید زمان یا آمادهسازی برای اقدامات بعدی استفاده میکنه.۳. فرصتی برای اورهال و تقویت توان نظامی.هر روزی که درگیری مستقیم وجود نداشته باشه، فرصت ارزشمندیه برای جبران آسیبها، بهروزرسانی تجهیزات، افزایش آمادگی نیروها و رفع نقاط ضعف.۴. فرصتی برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده.جنگ فقط تجهیزات نظامی رو هدف نمیگیره. زیرساختهای اقتصادی، صنعتی، انرژی، حملونقل و... هم نیاز به بازسازی دارن و کاهش تنش این فرصت رو فراهم میکنه.۵. فرصتی برای بازتعریف پروتکلهای امنیتی و اطلاعاتی.هر جنگی نقاط ضعف امنیتی و اطلاعاتی رو آشکار میکنه. فاصله بین دو بحران بهترین زمان برای اصلاح ساختارها و جلوگیری از تکرار همون آسیبهاست.۶. فرصتی برای تقویت روایت ایران در افکار عمومی جهان.وقتی ایران نشون بده راهحل دیپلماتیک رو رد نکرده، اگر طرف مقابل مذاکره رو به هم بزنه یا دوباره تنش ایجاد کنه، روایت ایران برای بخش بیشتری از افکار عمومی دنیا قابلقبولتر میشه.۷. کاهش فشار روانی و اقتصادی جامعه.حتی اگر مذاکره به توافق نرسه، صرف کاهش موقت تنش میتونه بخشی از التهاب بازار، نگرانی مردم و فشار روانی جامعه رو کم کنه.۸. افزایش تابآوری اقتصادی کشور و مردم.این فرصت ایجاد میشه که دولت ذخایر راهبردی رو تقویت کنه، بازارها رو سامان بده، زیرساختهای اقتصادی رو ترمیم کنه و مردم هم تا حدی از فشارهای معیشتی فاصله بگیرن. جامعهای که از نظر اقتصادی آمادهتر باشه، اگر دوباره بحرانی پیش بیاد، مقاومت بیشتری هم خواهد داشت.۹. خریدن زمان برای تصمیمهای راهبردی.توی سیاست و جنگ، زمان خودش یه سرمایهست. مذاکره میتونه فرصت تصمیمگیری دقیقتر و آمادهسازی بیشتر رو فراهم کنه.۱۰. کاهش احتمال خطای محاسباتی.وجود کانال مذاکره باعث میشه احتمال سوءبرداشت یا تصمیمهای هیجانی که ممکنه به تشدید ناخواسته درگیری منجر بشه کمتر بشه.۱۱. همراهتر شدن مردم داخل کشور.واقعیت اینه که همه مردم ایران الزاماً با همه سیاستهای منطقهای یا جبهه مقاومت همنظر نیستن؛ اما بخش بزرگی از جامعه، ایران و امنیت کشورشون رو دوست دارن. از طرف دیگه، نتیجه انتخابات هم نشون داد بخش قابل توجهی از رأیدهندگان، دستکم در شعارها و رویکردها، کاهش تنش و استفاده از دیپلماسی رو ترجیح میدن. بنابراین اگر ایران مسیر مذاکره رو طی کنه و بعد طرف مقابل آغازگر یا تشدیدکننده درگیری باشه، احتمال اینکه طیفهای بیشتری از جامعه با دفاع از کشور همراه بشن بیشتره؛ چون میبینن راه دیپلماسی هم امتحان شده.۱۲. کاهش اختلاف روایت داخل کشور.وقتی همه ببینن مسیر مذاکره هم طی شده، این سؤال که «آیا واقعاً همه راهها برای جلوگیری از جنگ امتحان شد؟» برای بخش زیادی از جامعه پاسخ روشنتری پیدا میکنه و اختلاف روایتها کمتر میشه.۱۳. تغییر نگاه بخشی از افکار عمومی نسبت به علت جنگ.برای بخشی از مردم، بعضی از سیاستهای منطقهای یا گره خوردن منافع ایران به مسائل خارج از مرزها همیشه محل سؤال بوده. اگر دوباره جنگی شکل بگیره، اما علتش رفتار مستقیم طرف مقابل با خود ایران یا شکست روند دیپلماسی باشه، احتمال اینکه اون جنگ بهعنوان دفاع از خود ایران دیده بشه بیشتره و این میتونه انسجام داخلی رو افزایش بده.۱۴. افزایش مشروعیت بینالمللی ایران.کشوری که مسیر مذاکره رو طی کرده، اگر بعداً وارد درگیری بشه، راحتتر میتونه کشورهای بیطرف و افکار عمومی جهان رو قانع کنه که راهحل سیاسی رو امتحان کرده و آغازگر بحران نبوده.۱۵. اگر در نهایت جنگ هم اجتنابناپذیر باشه، ایران در موقعیت بهتری خواهد بود.اگر قرار باشه در نهایت باز هم جنگی رخ بده، کشوری که قبلش فرصت بازسازی نظامی، ترمیم اقتصادی، اصلاح ساختارهای امنیتی، آمادهسازی افکار عمومی و طی کردن مسیر دیپلماسی رو داشته، طبیعتاً نسبت به حالتی که بدون این مقدمات وارد جنگ بشه، دست برتر خواهد داشت.l👇بیا بیناشو l🆔 @binaasho

