این گوشهی شهر، تنها جاییه که میتونم آروم بگیرم…جایی که با یه فنجون قهوه، برای چند دقیقه وانمود میکنم حالم خوبه و کسی از سکوت من چیزی نمیپرسه، کسی نمیفهمه پشت این قهوهی تلخ، چقدر حرفِ نگفته مونده…
وسطِ شلوغیِ روزمرگیهام یهو یادتون میفتمیادِ چشمهایی که دیگه نیستن،یادِ آرزوهایی که با شما نیمهکاره موندن و زیر خاک جا گرفتندلم میگیره و اشکام بیاختیار میریزن.کاش هیچوقت سهمِ شما از زندگی، فقط چند قابِ عکس و یک مشت خاطره نبود:)18 19💔حس خفگی دارم واقعا😭کاش من جای تک تکتون بودم…
پاشو این اداها چی چیه ۲۸ مرداد تولدته مرد:) بااااز دو دقیقه رفتم اینستا و هر بار به خودم میام میبینم دارم خون گریه میکنم💔این آهنگم دیگه نمیتونم گوش کنم هیچ وقت…مهردادِ ایران❤️🩹