زد رو شونمو گفت: تعادل نگه دار که تعادل نگه داشتن نکوست قبل پک زدن به سیگار، ته مونده عرقو ریختم تو…
انتشار: 2026/07/28 17:01 UTC
زد رو شونمو گفت: تعادل نگه دار که تعادل نگه داشتن نکوست قبل پک زدن به سیگار، ته مونده عرقو ریختم تو حلقمو گفتم: بیخیال مشتی عاقلیم مگه هی دو دو تا پنج تا گفت: خلِ دو دو تا میشه چهارتاگفتم: دِ همین دیگه ما یه جور نیستیم گفت: میکشی خودِتوها گفتم: هی من بدو هی زندگی بدو، تهشم هیچی به هیچی حالا بزار دوصبام ما دنبال مرگ بریم زندگی بیاد پِیمون گفت: مستی حالیت نیست چی بلغور میکنی گفتم: به مولا من بیشتر از تو حالیمه تو خودتو زدی به خریت، من خر خودمو سوارم گفت: اینکه خودتو با دود و الکل خفه میکنی وقتی حالت بدِ بیشتر شبیه خریت که سیگار بعدیو روشن کردم، یه ته استکان عرق گذاشتم جلوشو گفتم: دو روزه دنیارو چه به این حرفا، ولمون کن بزا تو حال خودمون باشیملبخند زدو گفت: همین دو روز یه عمر میگذرههاعمیق از سیگار کام گرفتمو گفتم: یه عمرِ که این دو روز سگمصب نمیگذره . . .! #مهلا_بستگان 📻@blue_coldroom#اتاق_سرد_آبی
