تاج پادشاه گوشۀ خیابان زیر آفتاب برق میزندبیبی خشت خیره به دیوارهای سیمانی شهردارییکنفر آهسته به عابرین میگوید:ورق ورق...•کسالت ظهر تابستان پرندگان را از پریدن بازداشتهسربازی سیگار روشن میکندبیبی خشت به سرفه میافتدپادشاه به سرفه میافتدشهر به سرفه میافتدیکنفر آهسته میگوید:ورق ورق...•باد بیهوده آشغالها را تکان میدهد.#سلمان_نظافتیزدیـ قسمت عمیق، قسمت کمعمقـ نشر نگاه@Booef