📌حل ناترازی انرژی بدون مهار تورم، یک خطای سیاستی✍🏻 علیرضا شاهمیرزاییمسئله «ناترازی انرژی» امروز به…
انتشار: 2026/08/14 10:05 UTCدریافت: 2026/08/14 10:49 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 10:49 UTC
📌حل ناترازی انرژی بدون مهار تورم، یک خطای سیاستی✍🏻 علیرضا شاهمیرزاییمسئله «ناترازی انرژی» امروز به سطحی از حساسیت و اهمیت رسیده است که اگر نگوییم از خود مسئله «تورم» حساستر است، دستکم اهمیت آن کمتر نیست. این دو کلانمسئله چنان با یکدیگر درهمتنیده شدهاند که دیگر نمیتوان آنها را بهصورت مجزا مورد بررسی قرار داد.بهعنوان کسی که حدود ۲۰ سال در این زمینه اندیشهورزی و راهکار ارائه کردهام، عرض میکنم که بدون ارائه راهکاری همزمان برای این دو مسئله، نمیتوان بهدرستی به آنها ورود کرد.اتفاقا برخلاف تصور، این دو مسئله از راهکارهای مشترکی نیز برخوردارند.متاسفانه دو گروه مانع از طرح راهحلهای مشترک برای این دو مسئله هستند:1️⃣ لیبرالهاگروهی از لیبرالها یا مأمورانی از طرف غرب برای نابودی کشور هستند، یا در برابر غرب مرعوب و غربپرستاند و جرئت اندیشیدن به چیزی جز توصیههای سازمانهای غربی را ندارند؛ و یا از دانش ناقصی در علم اقتصاد و حوزههای مرتبط برخوردارند، چند تئوری انتزاعی و ناقص را آموختهاند و تصور میکنند همانها وحی منزل است. برآیند دیدگاه این گروه آن است که: «دولت باید کنار بنشیند، مداخله نکند و قیمتگذاری نکند تا مسائل خودبهخود حل شوند.»جالب آنکه اگر به همین لیبرالها گفته شود شما که معتقد به لسهفر و عدم مداخله دولت هستید، اجازه دهید بانک جدیدی تاسیس کنم؛ یا اجازه دهید بانکهای خارجی که از پول باثبات برخوردارند وارد کشور شوند و شعبه تأسیس کنند؛ و اجازه دهید ما با پولی که ارزش ثابتی دارد مبادله و ذخیره کنیم، در اینجا تمام آن چهره لسهفر و لیبرالی که تاکنون به خود گرفته بودند، کنار میرود و میگویند: «نه، ریال ناموس ماست و اجازه نمیدهیم برای آن رقیبی ایجاد شود!»علت نیز روشن است؛ زیرا شبکه بانکی ما ادامه بانک شاهی انگلیسی ـ یهودی است و به حیات خلوت رباخواران غیرمولد و زالوصفتی تبدیل شده است که از آزادی و بینظارتی استفاده میکنند، برای رفقای خود خلق پول میکنند و ارزش ریال را کمتر از زباله کردهاند. ازاینرو اجازه نمیدهند کسی وارد این حیات خلوت نجسشان شود. در اینجا دیگر شعار «رقابت» نیز به فراموشی سپرده میشود.2️⃣ دلارزدایانگروه دوم، دلارزدایانی هستند که اساسا مفهوم دلارزدایی را درک نکرده و آن را بهصورت معکوس به کار میبرند. این گروه صرفا درصدد ساختن یک تئوری توطئه و یک دشمن فرضی هستند تا ادعا کنند عدهای عمداً قیمت دلار را افزایش میدهند و با حذف آنها، مشکلات اقتصاد نیز خودبهخود حل خواهد شد.این افراد البته ممکن است پروژهبگیر همان دسته اول باشند و مأموریت داشته باشند در صفوف جریانات خودی نفوذ کنند و حرفهای مشابه آنها را پیش ببرند؛ اما حتی با دقت در سخنانشان نیز روشن است که راهکاری در اختیار ندارند و تنها کارکردشان برهمزدن هر فرآیند اندیشهورزی و از بین بردن آن از همان مرحله شکلگیری است؛ افرادی وراج، هیاهوگر، حملهکننده به دیگران و تکفیرکننده مخالفان.مسئولان نیز در شرایط فعلی فرصت و مجال اندیشیدن به این پیچیدگی را ندارند. بهمحض آنکه بحثها پیچیده میشود، گفته میشود: «فعلاً که ما قدرت حل مسئله تورم را نداریم؛ بگذارید فقط ناترازی انرژی را حل کنیم.»درحالیکه این دو مسئله را نمیتوان از یکدیگر تفکیک کرد.حذف یارانه انرژی به معنای برهمزدن تعادل میان «یارانه، دستمزد و هزینه» در خانوار است. بنابراین، تا زمانی که تعادل پایدار و جدیدی میان این سه مؤلفه ایجاد نکنیم، هر اقدامی برای حل ناترازی انرژی به معنای تضعیف قدرت خرید مردم تلقی خواهد شد. در چنین شرایطی، سیاستگذار ناترازی انرژی بهعنوان «مقصر تورم» و «مقصر جهش ارز» شناخته خواهد شد و از سوی مردم محکوم میشود.مردم دیگر به دولت اعتماد نخواهند کرد که صرفا با هدف حل ناترازی انرژی اقدام میکند؛ بلکه این تصور شکل خواهد گرفت که دولت درصدد تحمیل هزینهای جدید بر مردم و کاهش بیشتر قدرت خرید آنان است.@BourseNews
