💠واکاوی راهبرد "مرگ با هزار برش" در جنگ ترکیبی دشمن در سالهای اخیر، الگوی مواجهه با جمهوری اسلامی…
انتشار: 2026/07/15 11:50 UTC
💠واکاوی راهبرد "مرگ با هزار برش" در جنگ ترکیبی دشمن در سالهای اخیر، الگوی مواجهه با جمهوری اسلامی ایران از تقابلهای کلاسیک، متقارن و پرهزینه نظامی، به سمت راهبردی فرساینده، تکهتکه و همافزا معروف به مرگ با هزار برش تغییر فاز داده است. هدف اصلی در این هندسه، وارد کردن زخمهای کوچک، مستمر و همزمان در حوزههای گوناگون است تا به جای یک رویارویی تعیینکننده و آشکار، توان مقاومت و نظام محاسباتی کشور را بهتدریج مستهلک سازد؛ الگویی فرساینده که همزمان دو رکن اساسی قدرت ملی، یعنی بازدارندگی دفاعی و انسجام و تابآوری اجتماعی را هدف قرار میدهد.🔹در لایه سخت و امنیتی این راهبرد، تمرکز بر حملات گسترده نظامی جای خود را به رویکردهای قطرهچکانی مانند حملات هر از چند گاه نظامی و سایبری به زیرساختهای حیاتی، خرابکاریهای صنعتی و تحمیل هزینههای مداوم نظامی داده است؛ چارچوبی که در آن حتی میزهای مذاکره سیاسی نیز نه به عنوان پایان خصومت، بلکه به عنوان ابزاری برای مدیریت زمان، ارزیابی آسیبپذیریها و مهار دست برترِ ایران مورد بهرهبرداری قرار میگیرد.🔹اما برندگی اصلی این زخمها و برشها، در حوزه جنگ شناختی و از طریق آنارشیسم رسانهای دنبال میشود. در این ساحت، فضای دیجیتال و کانال های و گروه ها در شبکههای اجتماعی به بازاری پرآشوب از روایتهای متناقض، اخبار جعلی(فیکنیوزها) و تحلیلهای انتزاعیِ بیمنبع تبدیل میشوند تا با ایجاد تاریکی و ابهام، مرز میان حقیقت و واقعیت غیرقابل تشخیص شود. این آنارشیسم، با دامن زدن به جدلهای دوقطبی بر سر حساسترین گسلهای فرهنگی، مذهبی و سیاسی، جامعه را به سمت تکهتکه شدن پیش میبرد؛ وضعیتی که در آن، جامعه دیگر یک کلِ واحد و متحد نیست، بلکه به جزایری جزئی، بدبین و ستیزهجو علیه یکدیگر تبدیل میشود.🔹هدف غایی این اتمیزه کردن، گسیل کردن بخشهای معترض به کف میدان در قالب نافرمانیها یا رفتارهای آنارشیستی است تا فرسایش داخلی شکل بگیرد و روز به روز گسترده شود. در این حالت، مدیریت جامعه به جای تمرکز بر تهدیدات خارجی، باید تمام توجه خود را صرف مهار بحرانهای پیاپی داخلی، جدلهای بیفرجام و ترمیم این گسستها کند که این امر، سرعت تصمیمگیریهای کلان ملی را در مواجه با دشمن خبیث خارجی به حداقل میرساند.🔹با این حال، پاشنه آشیل جبهه خودی در مواجهه با این طرح، بازی در زمین بازی دشمن توسط برخی جریانهای رسانهای تندرو و احساسی است که ناخواسته با تندروی، به قطبیسازی جامعه دامن میزنند. پادزهر مقابله با این جریان، افزایش تابآوری ادراکی جامعه از طریق ارتقای سواد رسانهای به عنوان یک سپر دفاعی است؛ تا از این طریق، مرز میان نقد مصلحانه درونساختاری با طراحی شناختی دشمن برای قطبیسازی تفکیک شود. از این منظر، ارتقای سرمایه اجتماعی، احیای گفتوگوی ملی و تبیین مسائل در فضایی توام با اعتماد، ستون فقرات بازدارندگی و اصلیترین مؤلفه امنیت ملی در برابر هندسه نوین جنگهای ترکیبی به شمار میرود.🖋مهدی صفرزادهافروزی #یادداشت#باید_برخاست 🚩نهضت سواد رسانه ای انقلاب اسلامی استان بوشهر 🆔rubika.ir/nasra_bushehr%F0%9F%86%94https:…




