تو روزهایی که تمام راههای ارتباطی توسط جمهوری اسلامی قطع بود و من تو غربت ناتوان و بیچاره به سوگ ب…
انتشار: 2026/08/17 14:46 UTCدریافت: 2026/08/17 16:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 16:22 UTC
تو روزهایی که تمام راههای ارتباطی توسط جمهوری اسلامی قطع بود و من تو غربت ناتوان و بیچاره به سوگ برادر از دست رفته م نشسته بودم.... مادرم درست زمانی که تنها یکی دو روز بود بابک رو، پاره ی تنش رو به خاک سپرده بود، اینچنین قوی و استوار ایستاده بود و فریاد میزد که منم مثل بچه م میایستم، گریه نمیکنم، بچه ی شیر بزرگ کردم و تحویل دادم به همه میگفت سرتونو پایین نندازیددشمن همین اطراف ایستاده و تماشا میکنه، شاد میشه اگه ببینه ما سرمون پایین و نشستیم زمین بعد ها که نت ها وصل شد همه میگفتن مامانت تمام مدت ایستاد رو پاهاش و با افتخار و قدرت اسم بابک رو فریاد زد ....برای مادرم و تمام مادران داغدار ولی قوی و استوار برای برادرم #بابک_صادقی_محسنی و تمام عزیزان پر افتخار🔗 خواهر بابک (@sarababak__) @C_B_SHAHZADEH



