حاجتی میخواستم خاموش گفتی؛ مانعیستآنکه راندی سینهاش امروز سقاخانهایستاینکه گفتم «دوستت دارم»…
انتشار: 2026/08/23 04:30 UTCدریافت: 2026/08/24 03:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 03:45 UTC
حاجتی میخواستم خاموش گفتی؛ مانعیستآنکه راندی سینهاش امروز سقاخانهایستاینکه گفتم «دوستت دارم» تو را تغییر دادمیپذیرم! امتحان سخت بیرحمانهایستشعر خود را سرو میدیدم، به او گفتی «خیال»دست لای خاک بردم گفتم «اکنون دانهایست»او که از پیش تو با ننگ جنون میرفت گفت«اینکه حرف عقل با من میزند دیوانهایست»کرم را در حسرت پرواز شاهین دیدهای؟سر کند در پیله روزی دستکم پروانهایستگفته بودم خواستی برگرد، آری خواستمدر امید خانهای باشی که خود ویرانهایستشکوه از ناآشنایی نیست، این اکنون شب استروز روزش نیز باور داشتی «بیگانهایست»#مهدی_فرجی♥️☕️ @caafee

