جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بودعقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بودعقل با دل رو به رو شد ص…
انتشار: 2026/08/23 09:35 UTCدریافت: 2026/08/23 20:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 20:15 UTC
جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بودعقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بودعقل با دل رو به رو شد صبح دلتنگی بخیرعقل برمی گشت راهی را که دل پیموده بودعقل کامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشتدل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بودعقل منطق داشت ، حرفش را به کرسی می نشانددل سراسر دست و پا می زد، ولی بیهوده بودحرف منّت نیست اما صد برابر پس گرفتگردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بودمن کی ام؟! باغی که چون با عطر عشق آمیختمهر اناری را که پروردم به خون آلوده بودای دل ناباور من دیر فهمیدی که عشقاز همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود#فاضل_نظری♥️☕️ @caafee

