نکتهدانچنان در را کوبید و باز کرد که زن و دخترک یک متر از جا پریدند.زن گفت: «چه اتفاقی افتاده؟ چرا…
انتشار: 2026/06/24 12:53 UTC
نکتهدانچنان در را کوبید و باز کرد که زن و دخترک یک متر از جا پریدند.زن گفت: «چه اتفاقی افتاده؟ چرا دیر کردی؟»دخترک زیرلب غر زد: «آخر یک روز من و مامان از این در باز کردنهای بیمحابات میمیریم.»مرد فریادکنان گفت: «ترافیک بود. یه جا شربت میدادند . جلوترعدسی. آنطرفتر شلهزرد. راه مردم را بسته بودند. همه هم گرسنه دنبال این چیزها میدویدند.»زن گفت: «شاید فقط از فقر نباشد، شاید هنوز اندکی اعتقاد برایشان مانده .»پیشی کشید و رفت.نکته همین است اگر تظاهر نمیکنیم و حقیقتاً آقا امام حسین (علیهالسلام) را دوست داریم ولاغیر ، در این ایام بیشتر مراقب حقالناس باشیم. بگذاریم هیچ حرف و حدیثی باقی نماند.صدف پورمنصف.@cafee_art..
