عجول است و بیبخار آخرین باری که دهانش سوخت چهارساله بود. مامان، شیر داغ کرده بود. و او، زبان بخاره…
انتشار: 2026/07/26 09:39 UTC
عجول است و بیبخار آخرین باری که دهانش سوخت چهارساله بود. مامان، شیر داغ کرده بود. و او، زبان بخارها را نمیدانست. حال که میداند بیاعتناست. آب سرد میریزد؛ بر چای، بر قهوه و بر هر داغی. بر تمام بخارهایی که پیش از مرگشان، از او زمان میخواهند. و او همیشه….خیلی وقتها مسأله شخصی نیست؛ فقط ... دور میز غذا نشستهایم؛ بیتعارف یک کفگیر برنج میکشم. اگر تعارف نمیکنم مسأله شخصی نیست فقط گرسنهام. اگر کنار در ایستادهایم بعد از اولین بفرما زودتر از در رد میشوم؛ مسأله شخصی نیست فقط ایستادن و چند بار تعارف زدن برایم بیمعنی است.اگر کسی از در میآید تو، سلام میکنم ولی جلوی پایش بلند نمیشوم مسأله شخصی نیست فقط چرایی هر بار پاشدن و نشستن را نمیدانم. به نظر شما همهاش بیادبیست؟هانیه آصفی.@cafee_art..