آنخل دل ریگو، الکونفیدنسیال:«ترکیب رئال مادرید فاجعه است چون ستارههای محبوب پرز نباید دست بخورند»فلورنتینو پرز در اشتباه و تکرار اشتباه، سماجت دارد. او میتواند اشتباه را آنقدر دور خودش بچرخاند تا در نهایت به یک فضیلت تبدیلش کند.مردی که امروز ریاست رئال مادرید را برعهده دارد، مردی سالخورده است. هنوز انرژی مشخصی دارد و عقایدش کاملاً ثابتاند. از انتقاد بیزار است و کسی هم اطرافش نیست که صادقانه با او حرف بزند. تقریباً تبدیل شده به کلیشهای از قدرت در دوران افول. افسانههای مربوط به برهنه بودن پادشاه حقیقت دارند. حرکات فلورنتینو در ماههای اخیر، حرکات مردی است که به مجموعهای از اصول عقیم چسبیده و ایجنتها، واسطهها و دوستان دروغینی دوروبرش هستند که بلدند حرفهایی را در گوشش زمزمه کنند که شنیدنش برای او شیرین است.مورینیو، هافبک می خواست اما برناردو سیلوا را به او دادند که خرید خوبی است اما همچون الابا، برای سپری کردن دوران بازنشستگی به رئال مادرید آمده.خرید رودری دقیقاً از آن نوع انتقالهایی است که فلورن از آنها متنفر است. بازیکنی اسپانیایی و عزیزکرده رسانهها. کسی که ظاهرش چشم را نمیگیرد، برجسته نیست و آن درخشندگی روی پاهایش را ندارد که انگار شایسته قرار گرفتن در موزه باشد. خریدی که متعلق به یک نامزد انتخاباتی دیگر بود ــ و همین خودش نشان میدهد رودری میخواست به رئال مادرید بیاید ــ و رسانهها هم برای انجام شدنش فشار میآوردند. برنده توپ طلایی که آن جایزه را از پسرخوانده فلورنتینو، وینیسیوس، گرفته و نه هافبک هجومی است و نه گل میزند. فلورن برای سازندگان بازی ارزشی قائل نیست. به آنها علاقهای ندارد.مورینیو برگشته و همان آدمهای همیشگی، تمام آن دشمنانی که در رسانهها از خودش به جا گذاشته بود، همین حالا میگویند بازگشتش اقدامی بیحاصل است؛ آخرین واکنش مردی که ایدههایش تمام شده و حالا به خاکگرفتهترین بخش گذشتهاش برگشته است. آیا واقعاً همینطور است؟این تیم نه زندگی مستقلی دارد و نه شخصیت جمعی؛ فاقد «شخصیت» است، یعنی همان مجموعه ارزشها و ویژگیهایی که یک گروه اجتماعی را تعریف میکند. کاپیتان ندارد و چهرههای مهمش نمادهای اختلاط نژادی معاصر هستند: جهانی کاملاً تعریفشده، پر از زنان خیرهکننده، موسیقی رپ، خودروهای لوکس و شعارهای مبهم ضدنژادپرستانه. اینها قهرمانان دوران ما هستند و بلدند سبک زندگیشان را در بستههای جذاب یکدقیقهای برای مصرف انبوه عرضه کنند.تفاوت رودری با لامین یا کروس با وینیسیوس همین است. گروه اول فقط فوتبالیستاند. گروه دوم آیکونهای پاپ هستند و فوتبال وسیلهای است که از طریق آن وجه قهرمانانه خود را بیان میکنند. تعهدشان به تیم هرگز یکسان نخواهد بود.ترکیب تیم هوشمند نیست و قدرت بدنه های اصلی آن تغییرناپذیر است. ترکیبی فاجعهبار. هیچ خریدی این را درست نمیکند. اما تمدید قرارداد وینیسیوس اوضاع را بدتر هم میکند. یک باشگاه با اعمالش خودش را تعریف میکند. امباپه و وینیسیوس هر کاری بکنند، قرار نیست دست بخورند.آنچلوتی. ژابی دست به وینیسیوس زد و مجبور شد برود. آربلوا بزرگترین پیروزیاش ــ مقابل منچسترسیتی ــ را در غیاب بلینگام و امباپه به دست آورد. تعداد زیادی هافبک بازی کردند، گولر فرمانده میدان بود و برای تنها بار در دو سال، رئال مادرید در زمین از یک حریف بزرگ هم باهوشتر بود و هم کارآمدتر.تمدید قرارداد وینیسیوس پیامی است برای هر کسی که بخواهد بشنود: ستارهها نباید دست بخورند. آنها همان سوخت فسیلیای هستند که این تمدن بزرگ سفید را به حرکت درمیآورند؛ تمدنی که همیشه خطر ویرانی تهدیدش میکند.فقط زیدان بود که این قوانین را زیر پا گذاشت. با خامس این کار را کرد و با بیل هم همین کار را کرد. رئال مادرید سه چمپیونزلیگ متوالی برد. یک زنجیره علت و معلولی وجود دارد. مقاله کامل در مرجع خبری رئال مادرید@caferealmadrid