پرده افتاد ...نگاهمان بر هم افتاداولین بار بود گویانه من قادر به پلک زدن بودمنه تو مایل به روی گرد…
انتشار: 2026/07/18 08:32 UTC
پرده افتاد ...نگاهمان بر هم افتاداولین بار بود گویانه من قادر به پلک زدن بودمنه تو مایل به روی گرداندنبوستانی پدیدار شد با بوی شبنمگل سرگرم رامشگریپروانه سرمست دلبریدل در پی یاردیده در انتظارطعمها شیریندنیایمان رنگینآواز دل جاریبا ساز همراهی ...زمانی نگذشت اماشاعرانه گذشتخواستم نزدیک شومناگهان موسیقی بیکلام شدانگار چیزی شکست ...!آخرین بار بود گویابین ماآئینه بود یا شیشه ؟هنوز نفهمیدهامهمه چیز محو شدهدنیایم رنگ باختهدرست نمیدانم من نیستم یا تو ...✍🏻 رضا روشنایی@CafeZhaw ☕️

