نبودی ؛ در دلم انگار طوفان شد ، چه طوفانی !دو پلکم زخمی از شلاق باران شد ، چه بارانی !صدایت کردم و…
انتشار: 2026/08/23 08:35 UTCدریافت: 2026/08/23 18:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 18:20 UTC
نبودی ؛ در دلم انگار طوفان شد ، چه طوفانی !دو پلکم زخمی از شلاق باران شد ، چه بارانی !صدایت کردم و سیبی به کف با دامنی آبیوزیدی بر لب ایوان و ایوان شد چه ایوانی !نبودی ؛ بغض کردم، حرفها را ، خودخوری کردمدلم ارگ است وارگ ازخشت ویران شد، چه ویرانی!یکی مثل منِ بدبخت در دام نگاه تویکی در تنگیِ آغوش زندان شد ، چه زندانی !هلا ای پایتخت پیر ! "طا"ی دستهدارت کو ؟بگیرد دست من را ؛ آه ! "طهران" شد چه "تهرانی"پس از یوسف ، تمام مصریان گفتند : عجب مصریبماند گریه هم سوغات کنعان شد ، چه کنعانیمن از "سهراب" بودن ، زخم خوردن قسمتم بودهبرو "گرد آفریدم" ! فصل پایان شد ،چه پایانی ...✍🏻 حامد عسکری@CafeZhaw ☕️

