جنگ محمدرضا خان ریاحی چالِشتُری و علی میرزا در نهنادگون روایتی تاریخی بر پایه اسناد و مکتوبات برجا…
انتشار: 2026/08/06 09:46 UTCدریافت: 2026/08/07 22:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 22:45 UTC
جنگ محمدرضا خان ریاحی چالِشتُری و علی میرزا در نهنادگون روایتی تاریخی بر پایه اسناد و مکتوبات برجایماندهبر پایه برخی اسناد و مکتوبات تاریخی، حاج محمدرضا خان ریاحی چالِشتُری، از حاکمان مقتدر چهارمحال، در دورهای با علی میرزا، مستقر در نه نادگان ، دچار اختلاف و کینه شد. این اختلاف سرانجام به رویارویی نظامی انجامید؛ بهگونهای که محمدرضا خان فرمان حرکت به سوی قلعه را صادر کرد و نیروهای او برای تصرف و تخریب قلعه راهی آن ناحیه شدند.در روایتهای مکتوب، آمده است که محمدرضا خان در ایام عید نوروز و فصل بهار، بدون آنکه مقصد حرکت خود را آشکار کند، از شهر خارج شد و به سوی محل استقرار علی میرزا حرکت کرد. هدف او غافلگیر کردن طرف مقابل و پایان دادن به این خصومت بود.در اشعار تاریخی برجایمانده، این ماجرا چنین روایت شده است:محمدرضا خان والا تباردر آن عید نوروز فصل بهاردلش کینه داشت از آن ناحیهبرون آمد از شهر دربادیهکسی را نبودی ز کارش خبرکه عزم کجا دارد آن پرهنرکنون با علی میرزا در کینه بودنبود دوستش یار دیرینه بودفتح قلعه و آغاز تخریبمطابق این روایت، نیروهای محمدرضا خان پس از رسیدن به قلعه، درِ قلعه را با ضرب تبر شکستند و راه ورود را گشودند. پس از ورود نیروها، قلعه مورد هجوم قرار گرفت و اموال موجود در آن به غارت رفت.اما پیروزی نظامی پایان ماجرا نبود؛ چراکه خشم و کینهای که زمینهساز این درگیری شده بود، همچنان ادامه داشت. در روایت شعری، فتح قلعه بهعنوان پیروزی مهمی برای محمدرضا خان توصیف شده است:شکست آن زمان در به ضرب تبردر قلعه را کند و بنهاد دورشد باز آن راه بهر عبوربه یغما نمودند، گشودند دستولی آتش کینهاش ننشستشدی طالعش یار آن روز بسچون این فتح ندیدست هرگز کسکنون عقده دل ز وی باز شدبه فیروزی فتح دمساز شدتخریب برجها و آتش زدن قلعهپس از تصرف قلعه، بنا بر روایتهای موجود، دستور تخریب بخشهایی از قلعه صادر شد. برجهای قلعه و قسمتهایی از استحکامات آن تخریب و قلعه به آتش کشیده شد. همچنین در این واقعه، علی میرزا به اسارت نیروهای محمدرضا خان درآمد.این بخش از روایت نشان میدهد که واقعه صرفاً یک درگیری نظامی برای تصرف قلعه نبوده، بلکه با تخریب سازه دفاعی قلعه و از میان بردن توان نظامی آن همراه شده است.در ادامه شعر، از جمعآوری اموال و غنائم قلعه و همچنین تلفات نیروها سخن گفته میشود:همه دولت قلعه جمع آوریدغنی گشت مسکین ز بس که کشیدسه چاری ز لشگرش کشته شدسلامت دگر جمله برگشته شداین روایت و اشعار، بخشی از تلاش برای گردآوری و بازخوانی میراث مکتوب تاریخ محلی چهارمحال و بختیاری است.محقق و پژوهشگر: عباس ابراهیمی چالشتریinstagram.com/abas.e.chaleshtori@chalesht…
