✅️ Lake تلفظ: /leɪk/نقش دستوری: اسم (noun)معنی: دریاچهمثال:I will stay in a hotel near a lake.من در…
انتشار: 2026/08/01 07:53 UTCدریافت: 2026/08/04 01:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 01:17 UTC
✅️ Lake تلفظ: /leɪk/نقش دستوری: اسم (noun)معنی: دریاچهمثال:I will stay in a hotel near a lake.من در هتلی نزدیک یک دریاچه میمانم.----------------------------------------------------✅️ Appropriate تلفظ: /əˈprəʊpriət/نقش دستوری: صفت (adjective)معنی: درست، مناسبمثال:I didn't think his comments were very appropriate at the time.آن موقع فکر نمیکردم که اظهارنظرهایش چندان مناسب باشد.---------------------------------------------------✅️ huntتلفظ: /hʌnt/نقش دستوری: اسم (noun) و فعل (verb)معنی: شکار کردن، جستجو کردن (در نقش فعل)، شکار، جستجو (در نقش اسم)مثال:✔️In the autumn they hunted deer.آنها در فصل پاییز، گوزن شکار کردند.✔️Police launched a hunt for the killer.پلیس، عملیات برای یافتن قاتل را آغاز کرد.----------------------------------------------------✅️ Freeتلفظ: /friː/نقش دستوری: صفت (adjective)، قید (adverb)، فعل (verb)معنی: آزاد (به عنوان صفت)، رایگان (به عنوان قید)، آزاد کردن (به عنوان فعل) مثال:✔️I have no ambitions other than to have a happy life and be free. (Adjective)من هیچ آرزویی به جز اینکه بتوانم زندگی شادی داشته باشم و آزاد باشم، ندارم. (در نقش دستوری صفت)✔️The elderly travel free on public transport. (Adverb)افراد مسن، میتوانند به صورت رایگان از حمل و نقل عمومی استفاده کنند. (در نقش دستوری قید)✔️They were freed from jail. (Verb)آنها از زندان آزاد شدند. (در نقش دستوری فعل)🎈نکته: قید دیگهای هم با کلمهی free وجود داره که همون freely هست. تفاوت Free و Freely در معنیشونه:▫️Free: رایگان▫️Freely: آزادانه----------------------------------------------------✅️ Jungleتلفظ: /ˈdʒʌŋ.ɡəl/نقش دستوری: اسم (noun)معنی: جنگل مثال:Our garden is a real jungle.باغچه ما مثل یک جنگل واقعی است.----------------------------------------------------





