بورس در بزنگاه تصمیم؛ وقتی دلار، کدال و سیاست همزمان بازی را میسازند✍بازار سهام امروز هم در هفتهای که میتوان آن را هفته آزمونِ تابآوری بازار در برابر اخبار سیاسی نامید، عملکرد قابلقبولی داشت. در شرایطی که اقتصاد ایران تازه با موج جدیدی از فشارهای تحریمی و محاصره اقتصادی مواجه شده، نهتنها شاهد عقبنشینی جدی تقاضا نبودیم، بلکه در بخش قابلتوجهی از بازار، خریداران همچنان با قدرت پای کار ایستادند. البته بخشی از این قدرت را باید به دلار نسبت داد؛ متغیری که این روزها برای بورس نقش یک موتور محرک را ایفا میکند و اجازه نمیدهد افزایش ریسکهای سیاسی بهسادگی به افت قیمت سهام تبدیل شود.اما اتفاق مهمتر از مثبت بودن یک روز بازار، تغییر رفتار آن در برابر اخبار سیاسی است. بورس دیگر مانند گذشته با هر خبر منفی وارد فاز هراس نمیشود. شاید تجربه جنگ اخیر باعث شده فعالان بازار نسبت به ریسکهای منطقهای واقعبینانهتر شوند و میان «ریسک جنگ» و «فشار اقتصادی» تفاوت قائل شوند. البته این به معنای کماهمیت بودن تحریمها نیست؛ اتفاقاً آثار اقتصادی محاصره میتواند در میانمدت بسیار جدی باشد و باید ردپای آن را در فروش، صادرات، هزینهها و حاشیه سود شرکتها دنبال کرد. بنابراین بیواکنشی امروز بازار نباید با بیاهمیت بودن ریسکها اشتباه گرفته شود.در چنین شرایطی، مهمترین ویژگی بازار، ابهام همراه با امید است. سفر عاصم منیر و باز شدن برخی مسیرهای دیپلماتیک، انتظارات مثبتی ایجاد کرده و بازار نیز فعلاً ترجیح داده روی احتمال کاهش تنشها حساب باز کند. اگر این مسیر به بازگشت به میز مذاکره، کاهش فشارهای اقتصادی و باز شدن مسیر تجارت و صادرات منجر شود، بورس میتواند یکی از بزرگترین برندگان این اتفاق باشد. در چنین سناریویی، صنایعی مانند پتروشیمی، فولاد، حملونقل و شرکتهای صادراتمحور میتوانند با کاهش ریسکهای تحریمی، یک موج تازه تقاضا را تجربه کنند.اما بازار باید برای سناریوی دیگری هم آماده باشد؛ سناریویی که در آن محاصره اقتصادی ادامه پیدا کند و تنشها افزایش یابد. در این وضعیت، مسئله اصلی برای سهامداران انتخاب شرکتهایی است که بتوانند در محیط تورمی و تحت فشار تحریم، فروش و سودآوری خود را حفظ کنند. اینجاست که کیفیت گزارشهای کدال، نرخ ارز، وضعیت فروش و توان شرکت در انتقال افزایش هزینهها به قیمت محصولات اهمیت چندبرابری پیدا میکند.سناریوی سوم اما شاید برای بازار از همه مهمتر باشد؛ ادامه همین وضعیت خاکستری. نه توافق جدی، نه جنگ گسترده؛ نه رفع کامل فشارها و نه تشدید فوری آنها. در چنین فضایی، بازار بهتدریج از سیاست فاصله گرفته و دوباره به دو متغیر «دلار و کدال» وزن بیشتری خواهد داد. هر شرکتی که بتواند در این محیط سود بسازد، فروش خود را حفظ کند و چشمانداز روشنی از جریان نقدینگی داشته باشد، میتواند مورد توجه جریان پول قرار گیرد.به همین دلیل، تصور میکنیم روزهای پیش رو بیش از آنکه روزهای شاخصمحوری باشند، روزهای سهاممحوری خواهند بود. ممکن است شاخص در ظاهر مسیر مشخصی را نشان دهد، اما در دل بازار شاهد جابهجایی جدی بین صنایع و شرکتها باشیم. در یک سناریو، صادرکنندهها و صنایع بزرگ لیدر میشوند و در سناریویی دیگر، شرکتهای داخلی، داراییمحور یا مجموعههایی که از رشد نرخ ارز آسیب کمتری میبینند، مورد توجه قرار میگیرند. بنابراین نسخه واحد برای کل بازار دیگر جواب نمیدهد. شرایط فعلی میتواند یک فرصت مهم برای بورس باشد. بازار سرمایه برخلاف دلار و طلا، فقط یک دارایی برای حفظ ارزش پول نیست؛ مجموعهای از کسبوکارهای واقعی است که میتوانند از رشد اسمی اقتصاد، تورم و نرخ ارز به درآمد و سود تبدیل کنند. اگر جریان پول بهجای سفتهبازی کوتاهمدت، وارد سهام شرکتهای سودساز شود، ظرفیت بازار برای ادامه مسیر بسیار بیشتر خواهد بود.در همین چارچوب، موضوع عرضه اولیه #تابان_فردا نیز اهمیت ویژهای دارد. اگر قرار است سرمایهگذاران جدید دوباره به بورس اعتماد کنند، قیمتگذاری و میزان مشارکت در عرضههای اولیه باید بهگونهای باشد که جذابیت بازار سرمایه حفظ شود. عرضه شرکتهای بزرگ و باکیفیت میتواند به جای آنکه صرفاً محلی برای تأمین مالی باشد، به ابزاری برای بازگرداندن اعتماد عمومی و هدایت نقدینگی به سمت اقتصاد مولد تبدیل شود.نکته مهم دیگر، عملکرد صندوقهای تثبیت و توسعه است. در هفتههای اخیر این صندوقها نشان دادند که میتوانند در نقاط حساس بازار نقش ضربهگیر را ایفا کنند. اما اکنون زمان آن است که علاوه بر حمایت از بازار، برای سناریوهای مختلف نیز منابع و توان عملیاتی خود را مدیریت کنند. بازار در شرایط عادی قرار ندارد و هر اتفاق سیاسی میتواند در مدت کوتاهی معادلات را تغییر دهد. بنابراین قدرت واکنش این نهادها در روزهای پرتنش اهمیت زیادی خواهد داشت. @stockholders_tse