
#کارمابزرگترینگنگسترهتاریخه
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان پایین · 20 نمونه پست · پوشش داده: 2026/08/22 تا 2026/08/24
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-18 تا 2026-08-24
جناب داریوش میفرمایند که «من که باور ندارم اون همه خاطره مرد» باید عرض کنم که ما هم آقای داریوش، ما هم...@Cooksiyah
فعلا تاریکم، یک روز زیبا سراغ من بیا...@Cooksiyah
در چشمانی درست، تو تبدیل به اثر هنری خواهی شد...@Cooksiyah
گفتا چه کسی بود تو را شعر بیاموخت؟گفتم به خدا زلف تو و ناز تو و چشم خمارت...@Cooksiyah
پنجره را باز کن،همه چیز را به باد گفته ام...@Cooksiyah
در جامعه ما؛ سیگار ریه های مرد را خراب میکند و آبروی زن را نابود، نمیدانم منظورتان این است که زن ریه ندارد یا مرد آبرو ندارد !...@Cooksiyah
اگه یه نابینا بتونه ببینه، اولین چیزی که دورمیندازه چوبیه که کل زندگیش بهش کمک کرده؛ تلخه اما واقعیت...@Cooksiyah
هربار که ترانهای برایت سرودمقومم بر من تاختندکه چرا برای میهن شعر نمیسرایی؟و آیا زنچیزی جز وطن است؟@Cooksiyah
آن عشق که در پرده بماند به چه ارزد ؟عشق است و همین لذت اظهار و دگر هیچ...@Cooksiyah
چشمهایت زیبا و غمیناند...@Cooksiyah
در تک تک سلولهایم رخنه کردی،تشکیل شده از تو تمام تار و پودم...@Cooksiyah
سر به صحرا میدهی ای قبلهٔ لیلیوَشانهرکه را مجنونصفت آواره از حی میکنیساقیا طی کن بساط غم در آن بحر نشاطکز نم فیضش گذار از حاتم طی میکنیمحمل لیلی به سرعت میبری ای ساربانگر بدانی حال مجنون ناقه را پی میکنی?@Cooksiyah
«همین کافی بود؛ همین که میدانستم تنم دردِ تنت را دارد، نه میلِ تنت را…»@Cooksiyah
حالا بشر یاد گرفته چگونه در هوا مثل پرنده پرواز کند و چگونه در دریا مثل ماهی شنا کند. تنها یک چیز مانده که هنوز بلد نیستیم؛ اینکه چگونه روی زمین مثل آدم زندگی کنیم...@Cooksiyah
برای آنان که لایق تماشا نبودند، تمام شب را چراغانی کردیم چه اسرافِ زیبایی بود، چه بیداری تلخی...@Cooksiyah
نه آرامشت را به چشمی وابسته کن، نه دستت را به گرمای دستی دلخوش؛ چشمها بسته میشوند و دستها مشت میشوند، و تو میمانی و یک دنیا تنهایی....@Cooksiyah