#قفل_فروشی میگفت:یه روز جوان روستایی ظاهرالصلاح اومد و ۶۰ تا قفل کوچک که اصولا فروش خوبی هم نداره د…
انتشار: 2026/08/17 13:49 UTCدریافت: 2026/08/18 19:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 19:00 UTC
#قفل_فروشی میگفت:یه روز جوان روستایی ظاهرالصلاح اومد و ۶۰ تا قفل کوچک که اصولا فروش خوبی هم نداره در رنگها و سایزهای مختلف خرید.منم خوشحال.هفته بعد اومد و ۱۲۰ تا خرید.هفته بعد ۲۰۰ تاهفته بعد ۳۶۰ تابنده هم خوشحال و هم حیرتزده،هرچی هم می پرسیدم: اینا برا چیه؟ چیزی نمیگفت.پرسیدم: اینا رو میفروشی؟ جواب نمیداد.کم کم رسیدیم به ۵۰۰ عدد!!!معامله خوبی بود و هر دو طرف راضی.یه روز گفتم:اگه ماجرای این قفلهای کوچک رو بهم بگی ۶۰ تاش میدم برا خودت.زبانش باز شد و تعربف کرد.اهل و ساکن یکی از روستاها بود. پدر و عمویش دعانویس بودند.میگفت:از همه روستاها و شهر خودمون و شهرهای اطراف و راههای دور و نزدیک میان پیش پدر و عمو، واسه دعا.زنها بیشتر میان، مرد هم میاد، اکثرا با خانواده و روزی بین ۵۰ الی ۱۰۰ دعا نوشته میشه!واسه هر دعا، یه قفل استفاده میشه و بخت دشمن رو قفل میکنن و فلان و بهمانهر قفل رو همراه با دعا، بین ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومن پول میگیریم.وا ماندم.طبق قرار قبلی، ۶۰ عدد قفل زرد نمره ۳۲ را با احترام بهش دادم و گفتم: بارکلا، ایوالله، تو دیگه کی هستی؟ باید اسم بازاری رو از روی ما بردارن و بزارن رو شما.ما رو هر قفل ۵۰-۱۰۰ تومن استفاده میکنیم. ولی شما از روی هر قفل ۱۰۰ هزار تومن،اونم قفل ضعیف و ارزون قیمت ساخت چین کافر! برای دعای مسلمین مومن!گفتمش! بخدا تو شایسته احترامی، تو خودت یه پا بیل گیتس هستی!مدتی بعد خانمم در حالی که دعا میخواند دستمالی را با احترام بسیار باز کرد و یک قفل زرد نمره ۳۲ را به من نشان داد و گفت آن را به مبلغ یک میلیون تومان برای باز شدن بخت دخترمخریده است، هیچ نگفتم و سکوت کردم،بعد از مدتی آن جوان دو باره برای خریدن قفل به مغازه من آمد و با گله ماجرا را برای او بازگو کردم، خندید و گفت:ما چه کنیم؟ وقتی مردم خودشون میان و صف میبندند و با التماس از ما دعا میخواهند، چکار باید بکنیم!سکوت کردم، و متحیر از جهل و نادانی خود و همنوعانم شدم که پایان ندارد.#شیاد #دعا_نویس#خرافه_پرستی #قفل#دوست_داران_دانایی@danaeeii
