به جاى كوشش براى نمردن بايد زنده ماندن را آموخت؛ زندگى كردن فقط نفس كشيدن نيست، زندگى يعنى فعاليت،آ…
انتشار: 2026/08/21 02:44 UTCدریافت: 2026/08/22 06:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 06:25 UTC
به جاى كوشش براى نمردن بايد زنده ماندن را آموخت؛ زندگى كردن فقط نفس كشيدن نيست، زندگى يعنى فعاليت،آن كس كه بيشتر عمر كرده است آن نيست كه سن زيادترى داشته باشد، بلكه كسى است كه طعم زندگى را بهتر چشيده است.فلانى در صدسالگى زير خاک رفته است ولى از روز تولد مرده بوده است.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 37 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — دوست داران دانایی
حالا دیدین #صدقه بالاخره به #نیازمند_واقعی رسید؟فقط یه کم روشِ برداشتش با چیزی که ما فکر میکردیم فرق داشت! 🤣#دوست_داران_دانایی@danaeeii
#انور_سادات رئیس جمهور وقت #مصر از #وزیر_کشاورزی پرسید :چه خبر از مزرعه پرورش گوساله که به من وعده داده بودی؟؟؟آقای مرعی وزیر کشاورزی مصرجواب داد آماده افتتاح است رئیس...سادات گفت : خیلی خوب فردا 10 صبح میام افتتاحش کنم...طبعا زمینی برای برای این منظور وجود نداشت ،خلاصه مرعی به شهر فیوم رفت و مزرعه ای با گوساله هایش آماده کرد و روز بعد سادات برای افتتاح رفت و دید عجب مزرعه فرحبخش و آبادی است.بازدید به پایان رسید . سادات آقای مرعی را به گوشه ای برد و پرسید هر گاومیش را چند اجاره کردی ؟؟آقای مرعی از سوال جا خورد و جواب داد: 10 لیره آقای رئیس..سادات گفت: 10 لیره برای 12ساعت اجاره زیاد نیست؟!!!آقای مرعی شوکه شد و پرسید: کی به شما گفته که گاومیش ها را اجاره کردم؟؟سادات گفت:آقا جان من فرزند صعید(استان صعید که فیوم از شهرستان های آن است) هستم ؛ وقتی وارد اصطبل شدم و گاومیش ها را دیدم آنها را هیجان زده یافتم که آرام و قرار ندارند و این وقتی اتفاق می افتد که گاومیش در اصطبل اصلی خودش نباشد...!!نتیجه:اگر بر مسئولی وارد شدید و دیدی هیجان زده و در حال شاخ و شانه کشیدن و توپ و تشر زدن است بدان که این مسئول در جایگاه خودش نیست و بخاطر اینکه کاری را پیش ببرد آنجا قرار گرفته است.#دوست_داران_دانایی@danaeeii
🟡مشکل اکثر کشورهای جهان سوم این است که :شعور ملت شان،از شعور دولت شانبیشتر است ...#کارل_پوپر#دوست_داران_دانایی@danaeeii
چهارم ریاضی بودیم. دو سه روز از آغاز سال تحصیلی بیشتر نگذشته بود. جو مدرسه هم خیلی بگیر ببند بود و آوردن نوار کاست به مدرسه یه چیزی بود تو مایه های قتل شبه عمد! یه ناظم داشتیم به اسم آقای شریفی که تازه از شهربابک اومده بود. آدمی بود سختگیر ودر عین حال ساده دل. یه روز یکی از بچه ها نوار جدید #شهرام_شب_پره رو آورده بود مدرسه که تو راهرو از جیبش افتاد. بلافاصله آقای شریفی عین عقاب پیداش شد ولی خوشبختانه تو شلوغی زنگ تفریح نفهمید از جیب کی افتاده. از سعید، که اتفاقا نوار هم مال اون بود، پرسید این مال کیه؟ اونهم گفت: آقا مال هر کی هست اسمش روش نوشته! چون نوار دم کلاس ما پیدا شده بود حدس زد مال یکی از ماست. آقای شریفی گذاشت همه اومدن سر کلاس بعد اومد تو و بلند گفت :مبصر کلاس؟ من بلند شدم گفتم بله آقا. گفت : #شهرام_شب_پره کدوم یکیه؟! گفتم: آقا امروز نیومده! گفت : هر وقت اومد راهش نمیدی تو کلاس، بیارش دفتر! گفتم چشم. این قضیه تو مدرسه پیچید و شده بود سوژه خنده.گذشت تا چند روز بعد که آقای شریفی منو احضار کرد دفتر. با یه لحن شماتت آمیزی گفت: آقا مهدی من از شما انتظار نداشتم به من دروغ بگی! من گفتم: چه دروغی گفتیم آقا؟ گفت : سر قضیه شهرام شب پره. آه از نهادم بلند شد و تو دلم گفتم یکی منو لو داده. تته پته کنان پرسیدم چی شده مگه آقا؟ گفت : من از بچه ها پرسیدم گفتند امسال اصلا اینجا ثبت نام نکرده، رفته دبیرستان واعظی! یه نفس راحتی کشیدم و گفتم: آقا من روز اول سال دیدمش، فکر کردم هنوز میاد اینجا. گفت: همون بهتر که شرش کم شد، بچه های مردم رو منحرف میکرد....#دوست_داران_دانایی@danaeeii
.#جناب_وزیر_آموزشوپرورش...!صدای اعتراض ما رو بشنوید...معلم قرار نیست فقط با حقوقش «زنده بمونه»؛ قراره ما زندگی کنیم.این خواستهی زیادی نیست...این حداقلِ یک زندگیِ معمولیه...#دوست_داران_دانایی@danaeeii
این عکس پر از #نوستالژیه... ❤️برای نسلی که واقعاً «هیچی نداشت»؛نه کامپیوتر، نه آیپد، نه موبایل، نه اینترنت...اما عجیب اینکه دلش خیلی بیشتر خوش بود!این عکس منو یهراست میبره به #روزهای_جنگ و خاطرات اون سالها؛روزهایی که نه غصهی #دلار داشتیم، نه قیمت #طلا،نه استرس قطعی #اینترنت،نه نگرانیِ تموم شدن #شارژ گوشی،نه ترس از اینکه برق بره و توی #آسانسور گیر کنیم! 😄خونههامون بیشتر #ویلایی بود و کوچهها هنوز مال بچهها بود.صبح از خونه میزدیم بیرون و به زور ظهر پیدامون میکردن!یه ناهار میخوردیم و دوباره فرار به کوچه...⚽ #گلکوچیک🔵 #تیلهبازی🪁 #بادبادک🏃♂️ #گرگمبههواو هزار تا بازی که نه باتری میخواست، نه اینترنت، نه شارژر!شاید خیلی چیزها نداشتیم،اما کودکی داشتیم...رفاقت ، کوچه، همسایه و دلخوشیهای ساده داشتیم.امروز شاید همهچیز داریم،اما گاهی دلمان برای همان «هیچی نداشتنها» تنگ میشود... ❤️گاهی چه زود دیر میشود...و چه دیر میفهمیم که بعضی از سادهترین روزهای زندگی،همان قشنگترین روزهای زندگیمان بودهاند. 🌹✍ #اکبر_عزتی_رستگار#دوست_داران_دانایی@danaeeii
