به چشم خویش دیدم در گذرگاهکه زد بر جانِ موری مرغکی راههنوز از صید منقارش نپرداختکه مرغی دیگر آمد کا…
انتشار: 2026/07/17 21:11 UTC
به چشم خویش دیدم در گذرگاهکه زد بر جانِ موری مرغکی راههنوز از صید منقارش نپرداختکه مرغی دیگر آمد کار او ساختچو بد کردی مباش ایمن ز آفاتکه واجب شد طبیعت را مکافاتسپهر آیینه عدلست و شایدکه هرچ آن از تو بیند وا نمایدمنادی شد جهان را هر که بد کردنه با جان کسی با جانِ خود کردمگر نشنیدی از فراش این راهکه هر کو چاه کند افتاد در چاهسرای آفرینش سرسری نیستزمین و آسمان بیداوری نیستنظامی گنجوی



