گفتم خستهاماز این همه زخمِ پنهانکه در لبخندهایت جا گذاشتی.بوسه بر دستانم زدیانگار که مرهمی برای در…
انتشار: 2026/06/25 17:45 UTC
گفتم خستهاماز این همه زخمِ پنهانکه در لبخندهایت جا گذاشتی.بوسه بر دستانم زدیانگار که مرهمی برای دردهایم باشی،اما همان دستهابعدهاسنگینترین بارِ رنج رابر شانههای دلم گذاشتند.چه عجیب است؛آدمی که روزیپناهِ گریههایم بود،امروزدلیلِ اشکهای من شده است.و من هنوزمیان خاطرههای تودنبال همان مهربانیِ گمشده میگردم.#شعر #سپید #فریده_بینایی ✝️@dellldadeganavafarideh ✝️@ava.faridehbinaei✝️rubika.ir @sheroejrafaridehbinaei