تقدیم به استاد گرامی، حسین آراپیش از آنکهسکوتنامِ دیگری از خدا باشد،مندر ازدحامِ صداهای خودمگم شده…
انتشار: 2026/07/13 19:35 UTCدریافت: 2026/08/15 03:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:13 UTC
تقدیم به استاد گرامی، حسین آراپیش از آنکهسکوتنامِ دیگری از خدا باشد،مندر ازدحامِ صداهای خودمگم شده بودم.روزیکسیدرِ هیچ معبدی را نشانم نداد...فقطمراکنارِ یک نفس نشاند.همان یک نفسچنان وسعتی داشتکه جهاناز میانِ پلکهایمدوباره آفریده شد.فهمیدمنور،از مشرقِ خورشیدطلوع نمیکند؛از جاییدر ژرفای انسانیکه سرانجامبه خویشتنسلام میدهد.استاد گرامی،حسین آرا،شمامقصد نبودید...جهتی شدیدکه در آنهر گامبه درون برداشته میشد،نه به بیرون.و چه شگفت استکه راهِ درون،بیانتهاست...هرچه پیشتر میروی،خودتکمرنگتر میشویو عشق،روشنتر.اکنونهرگاهچشمهایم را میبندم،جهاناز روشناییِ سکوتسرشار میشود؛گوییخدادر هر نفسنامِ مراآرامتکرار میکند.اگر امروزدستانمبه جای خواهش،برای شکربالا میروند،اگر دلمبه جای هراس،آرامش رابه خاطر میآورد،ردِّ آنبه نوری میرسدکه بیادعااز حضورتانگذشت.و من...فریده،قطرهایکه سالهاخود رااز دریاجدا میپنداشت،در آینهی آگاهیفهمیددریاهمیشهدر اوجاری بوده است.الهینور،بیوقفهبر جانتانبتابد؛تا هر رهگذریکه از کنارِ حضورتانعبور میکند،اندکیبیشترخودش رابه یاد بیاورد.#شعر #فریده_بینایی✝️@dellldadeganavafarideh ✝️@ava.faridehbinaei✝️rubika.ir @sheroejrafaridehbinaei