«اوّلْ نظر»« .. اگر با مردمان بی نفاق دمی می زنی، بر تو دگر سلام ِ مسلمانی نکنند. اول و آخر منبا ی…
انتشار: 2026/07/10 13:28 UTCدریافت: 2026/07/31 23:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:56 UTC
«اوّلْ نظر»« .. اگر با مردمان بی نفاق دمی می زنی، بر تو دگر سلام ِ مسلمانی نکنند. اول و آخر منبا یاران ِ طریق ، راستی می خواستم که بورزم بی نفاق؛ که آن همه واقعه شد ... (۱)به نظر می رسد این سخن ِ شمس به زمانی باز میگردد که تازه از دمشق به قونیه بازگشته و در پی ِ دلجویی از مولانا بود. استاد موحّد در دنبالهٔ این سخنان جملاتی از متوندیگر نقل می کند که گمان ما را بیشتر به یقین می کشاند:« /// بیا بر گوشهٔ چپ ِ بینی ِ من شفتالویی بده { ببوس } یا من بر گوشهٔ راست ِ بینی ِتو بوسهای بدهم./// اعتبار؛ اولْ نظر راست. چون اول نظر تنها به مهر نیفتاد، لاجرم آنباقی نفع نکرد. چون اول نظر افتاد مرا به مهر به کسی، اگر صدهزار..{خوانا نیست}(۲)به هر حال این عبارت چنان بر مولانا تاثیر گذاشت که غزل های ۷۱۴ و ۷۱۵ دیوان شمسرا به یک مطلع و رویّ سرود. هر غزل بیست و دو بیت داشته، بعضی ابیات عینا در آندیگری آمده است. آوردن تمامی ابیات، نوشتار ما را به درازا میکشاند. در اینجا گزیدهٔآنها را می آوریم . از یاد نباید برد که مدت هم نشینی ِ مولانا و شمس تبریزی به دوسالهم نکشید و معلوم نیست این غزل ها در زمان اقامت او سروده شد و یا در فراق ِ ویمولانا ابیات را نه بر شیوهٔ سنتی، بلکه بصورت دو بیتیهایی آورده با پایانی مشترک :اول نظر ار چه سرسری بودسرمایه و اصل ِ دلبری بودگر عشق وبال و کافری بودآخر نه به روی ِ آن پری بود؟از رنگ ِ تو گشته ایم بی رنگزآن سوی ِ جهان هزار فرسنگآن دم که بماند جان ِ ما دنگآخر نه به روی ِ آن پری بود؟همچون مَه ِ نو ز غم خمیدنچون سایه به رو و سَر دویدناز عالم ِ دل ندا شنیدنآخر نه به روی ِ آن پری بود؟ناموس شکسته ایم و مستیمصد توبه و عهد را شکستیمور دست و ترنج* را بخَستیمآخر نه به روی ِ آن پری بود؟باغی که حیات گشت وصلشخوشتر ز بهار و چار فصلششمس تبریز اصل ِ اصلش،آخر نه به روی ِ آن پری* بود؟خاموش که گفتنی نتان گفترازش باید ز راه ِ جان گفتور مست شد این دل و نشان گفتآخر نه به رویِ آن پری بود؟* « ور دست و ترنج را بخَستیم» ، اشاره دارد به ماجرای زنان ِ همدم ِ زلیخا که با دیدار ِیوسف چنان مات و مبهوت ِ زیبایی ِ او شدند که دست خویش را بریدند.*«شمس تبریز اصل ِ اصلشآخر نه به روی آن پری بود؟ » این عبارت نشان می دهد که منظور شاعر از پری میتوانداشاره به تجلّی ِ زیبایی ِ الهی در صورت انسانی باشد. بطور کلی معشوق الهی در بیشترغزلیات مولانا مشترک میان حضرت حق و عارف کامل ست.زیر نویسها :۱ : مقالات شمس تبریزی با تصحیح محمد علی موحّد ، بخش دوم، ص ۱۸۰ به اختصار۲ : همان ، ص۲۷۳ به اختصار . ظاهرا عبارت ناتمام مانده است ولی می توان دریافت منظور شمس این ست که به مولانا بگوید:« از قهر کردن و غیبت من نگران نباش که ازتو نرنجیده بودم، چرا که در همان برخورد نخست تو را که دیدم مهرت در دلم نشست.»@didarmasnavi

