🔻شکست چندبارۀ فرضیۀ مذاکره:از خطای محاسباتی تا خط فتحمهدی جمشیدی۱. شورای عالی امنیت ملی ـ که وجه غا…
انتشار: 2026/07/09 05:14 UTC
🔻شکست چندبارۀ فرضیۀ مذاکره:از خطای محاسباتی تا خط فتحمهدی جمشیدی۱. شورای عالی امنیت ملی ـ که وجه غالبش، چیزی جز ائتلاف سیاسی پزشکیان/قالیباف نیست ـ «نظر دیگر رهبر انقلاب» را کنار زد و نظر سراپا غلط خودش را ترجیح داد. اکنون با خروج ترامپ از تفاهمنامه و آغاز شدن دورۀ جدید جنگ، آشکار شد که این کاغذپاره، کمترین ارزش و اعتباری ندارد و فریب چندباره بوده است. همینطور، مشخص شد که آنچه رهبر جوان انقلاب در خشت خام میبیند، مجموع شورای عالی امنیت ملی در آئینه نیز نمیبیند. اینان خطا کردند که ایران را در معرض تهدید بزرگ نهادند و به دشمن، جسارت بخشیدند. مسئولیت این حملات و خونهایی که ریخته میشود، بر عهدۀ شخص رئیس دولت و اعضای شورای عالی امنیت ملی است. به آنها گفته شد که این مسیر، خطاست، اما اصرار ورزیدند و برای حاکمیت، هزینۀ گزاف آفریدند. اینک باید شرمسار و سرافکنده باشند که چند ماه، کشور را در تعلیق آتشبس و مذاکره گذاردند و فرصتسوزی تاریخی کردند. اینان در عمل نشان دادند که از امنیت ملی، هیچ نمیدانند. البته در مورد شخص رئیس دولت، داستان بسیار متفاوت است؛ چراکه او از منطق و مبنای حکمرانی، بیاطلاع است و اتفاقی و با دست خالی و بدون برنامه، بر کرسی ریاست تکیه زده است. این یادداشت تفاهم، نخستین اشتباه راهبردی و پرهزینۀ او نبود و آخرین آن نیز نخواهد بود.۲. شورای عالی امنیت ملی در اثر «خطای محاسباتی هولناک»، آتشبس و مذاکره را ترجیح داد و جنگی که در حال تبدیلشدن به «فتح تاریخی» برای ما بود را رها کرد. ما در موقعیت برتر قرار داشتیم و دشمن گرفتار استیصال شده بود و قادر به ادامۀ جنگ نبود. ازاینرو، درخواست آتشبس داد و سپس، دوباره میز مذاکره را برای فریب ما چید؛ درحالیکه در پشتصحنه، خودش را برای جنگ دوباره آماده میکرد. خطای محاسباتی مسئولان، اینچنین فرساینده و مخرب است و ما را به عقب میراند. اکنون باید از «نقطۀ صفر» آغاز کنیم؛ چراکه دشمن در این فرصت، هرچه توانسته خودش را تجهیز کرده و آمادۀ جنگ آنچنانی است. ما دشمن را تا «لبۀ پرتگاه» رانده بودیم و گامهای اندکی تا گشایش و ظفر نهایی، فاصله داشتیم، اما شورای عالی امنیت ملی گمان کرد که جنگ، پایان یافته است. این فهم غلط از وضع ما و مواجهۀ دشمن، «خطای محاسباتی» بود. اینک باید بهای خطای ویرانگر این شورا را همۀ ایرانیان بپردازند.۳. ما در برابر دشمن، نه «انتقام» گرفتهایم و نه «بازدارندگی» ایجاد کردهایم. حملات اخیر آمریکا، نشان میدهد که «چگونگی جنگیدن ما»، بازدارنده نبود؛ یعنی ضربههایی که ما به دشمن زدهایم، هزینۀ گزاف و سنگین نبودهاند و او را پشیمان نکردهاند. ازاینرو، دشمن دوباره به حملۀ نظامی رو آورده است. اگر به این منطق معیوب ادامه بدهیم، چرخۀ جنگ ادامه خواهد یافت و این فرسایش، به نفع ما نیست. ما باید یکباره و ناگهان، از همۀ توان خویش برای تولید بازدارندگی استفاده کنیم: الف. بضاعت موشکی و پهپادی ما، میتواند پایگاههای نظامی و اقتصادی آمریکا در تمام منطقه را با چالش جدی و مهلک مواجه سازد و آنها را شخم بزند.ب. اهرم فشار تنگۀ هرمز را دوباره باید فعال کرد و از طریق انسداد آن، اقتصاد آمریکا را با «شوک بزرگ اقتصادی» مواجه نمود.ج. باید طرح «قتل ترامپ» را در دستورکار قرار بدهیم و به واسطۀ کشتن ائمۀ کفر، شیرازۀ مهاجم را زائل گردانیم.د. شاید به دلیل وقاحت بیحد آمریکا در تعدّی به جان رهبر شهید، مسألۀ سلاح هستهای، دچار «تغییر موضوع» شده باشد و ازاینرو، درخور تغییر حکم باشد.ه. باید به جنگی که در چهارچوب «پاسخ تشدیدشده اما محدود» است پایان داد. این نوع جنگیدن، از خویشتنداری ما حکایت میکند و دشمن را وادار به عقبنشینی نمیکند. راهحل، واکنش انفجاری، بلکه «کنش انفجاری» است؛ یعنی باید پیشدستانه و با نهایت غلظت و غضب، حملۀ بنیانبرافکن کرد.شبکه خبری تحلیلی دیده بان انقلاب@didebane_enghelab


