🔴 کودتای ۲۸ مرداد؛ حاصلِ یک خطایِ محاسباتی در اعتماد به غرب!🔹بازخوانی اسناد متقنِ تاریخی، از جمله آنچه در «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» و سایر مراکز معتبر موجود است، یک حقیقت تلخ را فریاد میزند؛ اختلافِ میان دکتر مصدق و آیتالله کاشانی، آنگونه که برخی سادهانگاری میکنند، صرفاً یک اختلاف سلیقه سیاسی نبود؛ بلکه «سمی مهلک» و «خطای محاسباتیای» بود که جبهه ملی را در برابر توطئههای خارجی، بیدفاع کرد!🔸نگاهی به تیرماه ۱۳۳۱(یکسال قبل از کودتای 28 مرداد 32)، عمق این فاجعه و فرصت را نشان میدهد. وقتی دکتر مصدق بر سر اختیاراتِ وزارت جنگ استعفا داد و محمدرضاشاه جوان، از فرصت استفاده کرده و با مشورت آمریکاییها، فرمان نخستوزیری «قوامالسلطنه» را صادر کرد؛ اما این هوشمندی و قدرت بسیجگری آیتالله کاشانی بود که با تهدید شاه و فراخوان مردم به خیابانها، ورق را در ۳۰ تیر به نفع ملت و دکتر مصدق برگرداند و شاه مجبور شد مجدد خود مصدق را منصوب کند.🔹این، اوجِ پیوند «سیاست ملی» و «قدرت مذهبی» بود که میتوانست ضامن استقلال ایران باشد. اما پس از آن، اعتمادِ نابجای مصدق به آمریکا، انحلالِ بحثبرانگیز مجلس و فاصلهگرفتنِ تدریجی از روحانیت، راه را برای نفوذ هموار کرد. البته که هر دوطرف اشتباهاتی داشتند اما اشتباهات سنگینتر را جناح در قدرت انجام داد.🔸در روزهای منتهی به 28 مرداد 1332، شاهد نوعی «خلأِ حضور مردم» بودیم. دولت وقت، هشدارهای امنیتی را نادیده گرفت و با فاصله گرفتن از بدنه اجتماعیِ معتقد و مؤمن و مجتهدی همچون آیتالله کاشانی و جریان فدائیان اسلام، میدان را برای کودتای انگلیسی-آمریکایی (طرح آژاکس) خالی گذاشت. وابستگان داخلی آمریکا کار را تمام کردند!🔹امروز هم شاهدیم که همان جریانِ نفوذ و «غربپرستانِ نئولیبرال» و وابستگان فکری آمریکا در دانشگاهها و رسانهها، نه تنها از درسهای تاریخ عبرت نمیگیرند، بلکه برای تطهیر آمریکا و ساختنِ قهرمانهای پوشالی از چهرههای وابسته به انگلیس (مانند فروغی)، حتی به دکتر مصدق هم رحم نمیکنند.🔸این جریاناتِ غربزده، حافظ منافع غرب در ایران هستند و همواره «وحدت برای ایران» را برنمیتابند، چرا که میدانند وحدت بر مدارِ «اصل مقاومت» و «ایستادگی» و «استقلال ملی»، پایانِ سلطه آنها در داخل است. آنها مصدق را نه به خاطرِ نفت، بلکه به خاطرِ «ملی بودن» نمیبخشند.🔹درسِ بزرگِ ۲۸ مرداد برای امروزِ ما این است که اعتماد به امضای آمریکایی، همواره به «اختلافِ داخلی» و «کودتایِ نرم» منجر میشود. راه نجات، نه در تسلیم، که در وحدت حول محورِ استقلالِ حقیقی و مقاومتِ هوشمندانه است؛ همان چیزی که ۷۳ سال پیش، بهایِ سنگینِ نادیدهگرفتنش را با طعمِ تلخِ دیکتاتوری پرداختیم.✅ #داود_مدرسییان:@DModaresian
🔴 چرا #اتاق_جنگ_اقتصادی تشکیل نمیشود؟!🔹اگر تحریمهای گسترده، محدودیتهای بانکی و تجاری، حملات سایبری، فشارهای فناورانه و حالا هم شرایط جنگی و محاصره دریایی را واقعیتهای اثرگذار بر اقتصاد ایران بدانیم، شیوه حکمرانی اقتصادی نیز باید متناسب با این وضعیت تغییر کند. مدیریت اقتصاد در شرایط جنگ اقتصادی، با اداره کشور در وضعیت عادی تفاوت بنیادین دارد؛ این از بدیهیات است! زیرا تصمیمها باید سریع، هماهنگ، پیشدستانه و مبتنی بر اطلاعات لحظهای باشد.🔸از سالهای ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱، بارها بر ضرورت تشکیل «اتاق جنگ اقتصادی» تأکید شد؛ وقتی وزارت خزانهداری آمریکا رسماً یک مجموعه بعنوان «اتاق جنگ اقتصادی» علیه ایران راهاندازی کرد این مطالبه بارها از سوی رهبر شهید و برخی نخبگان مطرح شد اما در دولتهای مختلف این مسئله به سرانجام نرسید. به جز یک کارگروه ضدتحریمی ذیل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در یکی دوسال آخر دولت آقای احمدینژاد.🔹اتاق جنگ اقتصادی، یعنی مرکزی تخصصی و شبانهروزی که ضمن رصد تحرکات دشمن، وضعیت بازارهای جهانی، رفتار کشورهای همسایه و شرکای تجاری، جریان ارز، انرژی، کالاهای اساسی، حملونقل و آسیبپذیریهای داخلی را بهصورت مستمر پایش کند و برای سناریوهای مختلف، برنامه آماده داشته باشد. با این حال، پس از نزدیک به پانزده سال، هنوز نشانهای از شکلگیری یک ساختار واقعی، چابک و پاسخگو در این ابعاد دیده نمیشود.🔸البته وجود شوراهایی مانند شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا، بهمعنای اتاق جنگ اقتصادی نیست. اتاق جنگ باید یک مرکز فرماندهی عملیاتی، کارشناسی و فرابخشی باشد؛ نه صرفاً محل برگزاری جلسات دورهای و تصویب تصمیمهای مقطعی و محلی برای دور زدن ساختار رسمی و قوانین کشور! از طرفی، ضعف اصلی کشور، فقط کمبود قانون یا اطلاعات نیست؛ بلکه پراکندگی تصمیمگیری، روزمرگی، تعارض منافع، ضعف نظام کارشناسی، کارشناسان فرسوده لیبرال در مراکز تصمیمگیری اقتصادی و مدیریت اداری عادی در شرایط فوقالعاده است!🔹نمیتوان کشوری را درگیر جنگ اقتصادی دانست، اما دستگاههای اقتصادی آن همچنان با منطق ساعت اداری، واکنشهای آتشنشانی و مدیرانی کمتحرک و غیرجهادی اداره شوند. اتاق جنگ اقتصادی باید زیر نظر عالیترین سطح تصمیمگیری کشور، ذیل رهبری یا دولت، اما با استقلال کارشناسی، شفافیت، ارزیابی عملکرد و پاسخگویی مستمر شکل بگیرد. تأخیر بیشتر، هزینه تحریم و جنگ را چند برابر میکند و آسیبهای خارجی را با ناکارآمدی داخلی پیوند میزند.✅ #داود_مدرسییان:@DModaresian
🔴 فراموشیِ کودتا، کودتا میآورد!🔹در سالروز کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بازخوانی این فصل تلخ از تاریخ ایران برای همه اقشار مردم، بهویژه نوجوانان، جوانان، دانشآموزان و دانشجویان، یک ضرورت است. روزی که انگلیس طرح آژاکس(طرح کودتا) و نقشه براندازی را کشید و آمریکا آن را به وسیله نوکران ایرانی وابسته به خود در داخل کشور اجرا کرد؛ کودتایی که نه یک حادثه پنهان و مبهم، بلکه یک مداخله آشکار علیه استقلال ایران بود!🔸آن روز، هم مردم و هم اهل سیاست بهخوبی فهمیدند چه رخ داده است. چند ماه بعد نیز دانشجویان در اعتراض به همین دخالت و در واکنش به سفر نیکسون، معاون رئیسجمهور آمریکا، به میدان آمدند؛ اعتراضی که با یورش چتربازان و کماندوهای رژیم پهلوی به دانشگاه و شهادت سه دانشجو و زخمی شدن دهها نفر، سرکوب شد.🔹سالها بعد، آمریکا و انگلیس خودشان اسناد این کودتا را هم منتشر کردند؛ بیهیچ شرمندگی، بیهیچ ملاحظهای نسبت به افکار عمومی جهان و بدون هیچ ترسی از محاکمه و مجازات. این یعنی برای قدرتهای سلطهگر، نه افکار عمومی جهان اهمیتی دارد و نه قواعد و مقررات و نهادهای بینالمللی!🔸با این حال، هنوز هم برخی مدعیان روشنفکری غربگرا حاضر نیستند کینه تاریخی خود نسبت به مصدق، دانشجویان، نیروهای ملی ـ مذهبی و آیتالله کاشانی را کنار بگذارند. همانها که بهجای دفاع از استقلال، همچنان به کسانی میتازند که برای ملی شدن نفت، عزت ایران و رهایی از سلطه خارجی، زندان رفتند، شکنجه شدند و تبعید را تحمل کردند.🔹پس از آن کودتا، نفت ایران عملاً زیر مدیریت کنسرسیومی قرار گرفت که محور آن آمریکا و انگلیس بودند و برخی کشورهای اروپایی نیز در آن سهم داشتند؛ از اکتشاف و استخراج تا فروش و بهرهبرداری؛ به گونهای که جمعیت شهری و روستایی ایران برای یک پیت نفت برای گرمکردن خانه در سرمای سوزان نیازمند اطاعت از این قدرتها بود.🔸فراموشی تاریخ و عقبنشینی مقابل عُمال داخلی کودتای آمریکایی، مقدمه تکرار آن کودتا است. هنوز هم کسانی هستند از اصحاب قدرت و ثروت و اصحاب علم و اندیشه، که تز «توسعه وابسته» را تبلیغ میکنند و حتی مفهوم «استقلال ملی» را به تمسخر میگیرند و نسخه تسلیم میپیچند. اینها اگر مجال ببینند بازهم کودتا میکنند! بارها گفتهایم که مصدق نه آخوند بود، نه موشک بالستیک داشت، نه پروژه هستهای، نه مسئله لبنان و فلسطین برایش مسئله جدی بود! فقط بدنبال ملی کردن نفت کشور و نهایت استقلال ملی است. اما تحملش نکردند. ببینید امروز چه جریانات و افرادی، استقلال کشور را تحمل نمیکنند؟ آنان حتماً خطرناکند! ✅ #داود_مدرسییان:@DModaresian
🔴 رئالیسم آمریکایی؛ منافع واشنگتن بالاتر از همه تعهدات!🔹در سالهای اخیر، هم در سطح مواضع رسمی و هم در عرصه عمل، دولت آمریکا نشان داده که دیگر برای متحدان، متعهدان و همپیمانانش جایگاه امن و قابل اتکایی قائل نیست. از اروپا و ماجرای گرینلند گرفته تا فشار بر کانادا، مکزیک، کرهجنوبی و حتی نوع مواجهه با اوکراین، یک الگوی ثابت دیده میشود: «واشنگتن هر جا منافع خود را در خطر ببیند، بدون ملاحظه به نزدیکترین شرکایش نیز فشار میآورد؛ چه با تعرفه، چه با تهدید نظامی، چه با کاهش حمایت امنیتی.»🔸در همین چارچوب، مواضع اخیر ترامپ علیه عمان و کرهجنوبی صرفاً دو نمونه تازه از این واقعیت است. عمان بهخاطر نقش خود در پرونده ایران و تنگه هرمز با ادبیاتی تهدیدآمیز مواجه میشود در حالی که نقش میانجی را بازی کرده و تاکنون برخلاف سیاستهای آمریکا عمل نکرده و کرهجنوبی نیز بهدلیل عدم همراهی کامل با آمریکا در جنگ علیه ایران و توسعه روابطش با چین، زیر فشار قرار میگیرد. ترامپ کره جنوبی را به کاهش سطح مانورهای مشترک و تهدید ضمنی به کاهش حمایت در برابر کره شمالی، تهدید کرد! تهدید همراه با تحقیر!🔹این رفتار برای همه متحدان آمریکا یک پیام روشن دارد: تکیه بر واشنگتن دیگر نه تضمین امنیت است و نه نشانه ثبات. تجربه جنگ با ایران هم همین واقعیت را آشکار کرد؛ آمریکا نشان داد که از متحدان عرب خود بیش از آنکه حفاظت کند، بهعنوان سپر امنیتی و میدان دفع هزینههای خود استفاده میکند. امروز برای بسیاری از کشورها روشن شده است که اتحاد با آمریکا، بیش از آنکه امنیت بیاورد، میتواند وابستگی، تهدید، بیثباتی و تحقیر تولید کند.✅ #داود_مدرسییان:@DModaresian
🔴 خطای اول، نادانی است؛ اما تکرارش، نادانی نیست! 🔹۶۰ روز گذشت و تفاهمنامه، هیچکدام از خواستههای ما را برآورده نکرد. جنگ تمام نشد؛ آمریکا از دخالتهایش دست نکشید؛ تحریمی برداشته نشد؛ داراییهای ایران آزاد نشد؛ محاصره پابرجا ماند؛ جنوب لبنان هم همچنان در…🔴 رهبر انقلاب از کلیدواژه #تجربه_تاریک برای این تفاهمنامه استفاده میکنند و از بیاعتباری امضای روسای جمهور آمریکا میگویند، اما برخی مسئولان همچنان بعنوان یک دستاورد پرافتخار و یک پیروزی از آن یاد میکنند!🔹"امروز شیطان بزرگ بار دیگر چهرهی واقعی و بدون نقاب خود را آشکار کرده تا این "تجربه تاریک" از جنایت و بدعهدی، سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن امریکا باشد."رهبر معظم انقلاب. ۲۶ تیر ۱۴۰۵✅ #داود_مدرسییان:@DModaresian
🔴 خطای اول، نادانی است؛ اما تکرارش، نادانی نیست!🔹۶۰ روز گذشت و تفاهمنامه، هیچکدام از خواستههای ما را برآورده نکرد. جنگ تمام نشد؛ آمریکا از دخالتهایش دست نکشید؛ تحریمی برداشته نشد؛ داراییهای ایران آزاد نشد؛ محاصره پابرجا ماند؛ جنوب لبنان هم همچنان در اشغال است. فهرستِ «هیچها» بلند است و فهرستِ «انجامشدهها» خالی و متأسفانه تنگه هرمز آنگونه که باید، مسدود نیست و تردد از مسیر جنوب کماکان برقرار است!🔸واقعبینانه که نگاه کنیم، این نتیجه از همان روز اول قابل پیشبینی بود. دولت و تیم مذاکرهکننده در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ کشور، با خوشبینیِ بیپشتوانه به میدان رفتند و حالا صورتحسابِ آن اشتباه بزرگ، روی میزِ همه است. در سیاست خارجی، اعتمادِ بدون تضمین، نه دیپلماسی که قمار است؛ و این قمار را باختیم.🔹حالا انکارِ این شکست، توهین به شعورِ مردم است. اصرار بر ادامهی راهی که جواب نداده، دیگر اشتباه نیست؛ حماقت و بلکه خیانت است. ملتی که هزینه داده، حق دارد حقیقت را بشنود و جلوی این روند را بگیرد؛ با وعدهی تکراری نباید ملت را اسیر کرد. وقتِ آن رسیده که به جای دفاع از یک تفاهمنامهی بینتیجه، صادقانه بپذیریم که شکست خوردهایم و مسیر را عوض کنیم. آنکس که یکبار میلغزد، لغزیده است؛ آنکه بارها همانگونه میلغزد، لغزش را برگزیده است!✅ #داود_مدرسییان:@DModaresian
🔴 آنهایی که بر طبل «نمیشود» و «نمیتوانیم» میکوبند صندلی را واگذارند!🔹اصل و اساس #تهاجم_فرهنگی، تزریق تدریجیِ این انگاره به ذهن ایرانیجماعت در 200 سال اخیر بود که «تو نمیتوانی» و باید دنبالهرو غرب باشی و باید در مدارِ غرب تعریف شوی! هدف، صرفاً تغییر سلیقه یا سبک زندگی نبود؛ بلکه پروژه، نابودی خودباوری، عزتنفس و اعتمادبهنفس ملی بود.🔸در این میان، برخی تهاجم فرهنگی را به سطح تغییرات ظاهری زن و مرد ایرانی تقلیل دادند؛ تحلیلی ناقص که عمق ماجرا را پنهان میکرد. برخی دیگر اساساً آن را انکار کردند، به تمسخر گرفتند یا بهعنوان «توهم توطئه» کنار گذاشتند. حال آنکه تهاجم فرهنگی، پیش از هر چیز، جنگ بر سر ذهنهاست؛ جنگی برای تغییر باورِ مردم عادی، نخبگان، اثرگذاران، مدیران و حاکمان، با این پیام که: «شما قادر به پیشرفت نیستید و باید دنبالهرو غرب بمانید.»🔹ایران، چه در پیش از اسلام و چه در تمدن اسلامی، سابقهای طولانی و اثرگذار دارد. ایرانیان در شکلگیری و گسترش تمدن اسلامی نقشی تعیینکننده داشتند؛ دورانی که اروپا در تاریکی قرون وسطی فرو رفته بود، این جهان اسلام بود که در دانش، پزشکی، نجوم، ریاضیات، هندسه و شیمی پیشتاز بود و ایرانیان مسلمان در صف اول این قله تمدنی میایستادند.🔸اما از انتهای دوره صفویه به بعد، بهویژه در عصر قاجار و پهلوی، بهتدریج این تصور القا شد که ایرانی «نمیتواند» و باید برای پیشرفت، نسخهی غرب را بپذیرد. این تزریق فکری، بیش از آنکه اقتصادی یا فنی باشد، یک مهندسی ذهنی بود: «تحقیرِ توان ملی و تجویز نوکری و وابستگی».🔹رسالتِ تزریقِ ذهنیتِ «ما نمیتوانیم» هم بر عهده روشنفکر بیمار گذاشته شد! تحصیلکردههای غرب که رفتند و فریب جاذبههای فریبنده غرب را خوردند و بعداز بازگشت به مملکت، به جای اینکه به کشور خدمت کنند، دنبال فروپاشی فرهنگی و اعتماد به نفس ملی رفتند! آنها «تحقیر و وابستگی» را با پوشش «علم» تجویز کردند.🔸با پیروزیِ مردمیترین انقلاب قرن در سال ۱۳۵۷، این روحِ خودباوری و عزتنفس ملی بار دیگر در ایران جان گرفت. علیرغم همه فشارها و تلاشهای غرب برای مهار و متوقفکردنش، نشان داد که ملت ایران هنوز میتواند بر پای خود بایستد؛ امروز بعداز جنگ 40 روزه تحمیلی، همین بازگشتِ اعتمادبهنفس، جهان را شگفتزده کرده! آنهایی که صندلیهای ریاست و مدیریت را در کشور اشغال کردند ولی باز بر طبل ناامیدی و «نمیتوانیم» و «نمیشود» میکوبند، بهتر است صندلی را واگذارند!✅ #داود_مدرسییان:@DModaresian