🔴 پشتپرده یک کلیدواژه خاص؛ «صلح شرافتمندانه» یا دوقطبیسازی مصنوعی میان مردم و حاکمیت؟🔺طی روزهای اخیر، موضعگیری جدید سیدمحمد خاتمی پیرامون توافقنامه اسلامآباد و استفاده از تعابیری همچون «صلح شرافتمندانه» و وجود یک «خط خون میان مردم و حکومت»، واکنش هماهنگ، گسترده و ساختارمندی را در میان مطبوعات و رسانههای جریان انقلاب برانگیخته است.بررسی دقیق خطوط تحلیلی روزنامههایی نظیر جوان، وطن امروز، فرهیختگان، بنیادون و خبرگزاری تسنیم نشان میدهد که انتقاد #جبهه_انقلاب، نفی اصل #عقلانیت یا صلح نیست؛ بلکه نقد یک «پروژه ۳ لایهایِ روانشناختی و سیاسی» است که در لوای ادبیات صلحطلبانه بازتولید میشود.۱. تکنیک «پهلوانپنبه»؛ دشمنتراشی خیالی برای قهرمانسازی▫️نخستین تیر نقد رسانهها، متوجه ادعای انتساب جملاتی همچون «اول پدر آمریکا را درمیآوریم بعد در قلب آمریکا میجنگیم» یا «حیات ما در جنگ است» به نیروهای انقلابی بود.🔺رسانهها با افشای مغالطه پهلوانپنبه (Straw Man) تأکید کردند:هیچ فرمانده نظامی، مسئول ارشد یا چهره تأثیرگذاری در نظام چنین سخنان بیمبنایی بر زبان نیاورده است.کارکرد این انتسابهای خلاف واقع، ساختن یک «دیو افراطی و جنگطلب فرضی» است تا گوینده بتواند خود را در قامت تنها «فرشته نجات و نماد عقلانیت» به جامعه قالب کند.۲. «به نام صلح، به کام جنگ»؛ توهم بازدارندگی با عقبنشینی▫️دومین محور نقد، رمزگشایی از مفهوم واقعی «صلح شرافتمندانه» در ادبیات جریان تجدیدنظرطلب است. به باور تحلیلگران، آنچه تحت این عنوان عرضه میشود، نه صلح متکی بر قدرت، بلکه «صلح به هر قیمتی» و نوعی تسلیم تدریجی است.🔺رسانهها با اشاره به تحولات عینی نظام بینالملل (از جنگ اوکراین تا جنایات غزه) یادآور شدند که جهان از الگوهای سادهلوحانه لیبرالی دهه ۱۹۷۰ عبور کرده است. تجربه تاریخی نشان داده هرگاه طرف ایرانی از موضع ضعف و محافظهکاری مفرط سخن بگوید، طرف متخاصم تا نقطه انهدام کامل پیشروی خواهد کرد. بنابراین، «صلح واقعی» صرفاً از دل «بازدارندگی فعال و دستِ پُر میدانی» متولد میشود، نه با گدایی امنیت روی کاغذ.۳. هسته سخت پروژه؛ تعمیق شکاف «ملت - دولت»▫️خطرناکترین لایه بیانات اخیر که مورد تهاجم مشترک تمامی رسانههای انقلاب قرار گرفت، ادعای کشیده شدن «خط خون میان مردم و حاکمیت» بود.🚫تحلیلگران رسانهای این ادعا را نه یک آسیبشناسی منصفانه، بلکه یک پروژه سیاسی هدفمند خواندند که به دنبال تحقق اهداف زیر است:▪️تطهیر دشمن متخاصم: انتقال بار تقصیر و پاسخگویی از آمریکا و رژیم صهیونیستی به ساختارهای داخلی کشور.▪️دوقطبیسازی مخرب: بازتعریف رابطه دولت-ملت بهگونهای که یک جریان خاص، خود را «وکیلمدافع مردم» جا زده و کل حاکمیت را در جایگاه «متهم و روبروی جامعه» بنشاند.▪️تحریف مرزبندیها: همانطور که در بازتابها تأکید شد، اگر خط خونی هم وجود داشته باشد، این خط میان «ملت مظلوم و مقاوم ایران» در برابر «جنایات تروریسم آمریکایی-صهیونیستی» ترسیم شده است، نه در درون پیکره واحد نظام و مردم.❌به طور کلی پایش رسانهای نشان میدهد جریان غربگرای داخل در برهههای حساس ملی، با سوءاستفاده عاطفی از فشارهای معیشتی، در تلاش است تا جامعه را در تنگنای مصنوعی «جنگ ویرانگر یا سازش ذلیلانه» قرار دهد.📌در حالیکه«صلح پایدار و عزتمندانه، میوه درخت بازدارندگی، اقتدار نظامی و انسجام ملی است؛ و هر مسیری که به تخریب اعتماد عمومی و تضعیف توان دفاعی بینجامد، مستقیماً به کام جنگ تمامعیار ختم خواهد شد.»#سنگر_روایت#ژئوپلیتیک_رسانه@Dr_bavir