
گفتار هائی در حقوق عمومی«خوشا باد نوشین ایرانزمین»
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 6 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/29 تا 2026/08/11
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 6 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
تاملی در دستور موقت هیات تخصصی شوراهای دیوان عدالت اداری مهدی هداوندحقیقت این است که اگر بحث این بود که شورای امنیت کشور صلاحیت تصمیم گیری راجع به این موضوع را دارد یا ندارد قطعاً مصوبه شورا از این جهت محل مناقشه بود؛ و اگر بحث صلاحیت دیوان در رسیدگی به مصوبات شورای امنیت کشور بود (تبصره ۲ ماده ۱۲ مصوبات خود شورای عالی امنیت ملی را از شمول ماده ۱۲ مستثنا کرده و هر استثنایی با توجه به اصل نظارت پذیری قضایی و شمول حداکثری صلاحیت دیوان بموجب اصل ۱۷۳ و اصل ۱۷۰ قانون اساسی باید خلاف اصل، مضیق و به قدر متیقن تفسیر شود و لذا این استثناء شامل مصوبات شورای امنیت کشور نمی شود)، ورود دیوان به رسیدگی به مصوبه شورای امنیت کشور قابل دفاع و موجه بود و حتی شجاعت و استقلال قضات محترم در رسیدگی به مصوبه شورای مذکور قابل ستایش و تحسین است؛ اما در صدور دستور موقت، در اصل، این موضوعات مطرح نیستند بلکه «ضرورت و فوریت جلوگیری از ورود خسارتی که جبران آن متعسر و متعذر یا ناممکن است» موضوع رسیدگی هیات محترم تخصصی در مقام رسیدگی به درخواست صدور دستور موقت بوده است و حقیقتاً از این جهت دستور موقت دیوان قابل دفاع نیست؛ چرا که مصوبه شورا در صدد جلوگیری از اجرای آراء تخریب و قلع بنا (به شرط رعایت اصول ساخت و ساز و بویژه گواهی استحکام بنا) بوده است و سوال اصلی که قضات محترم بایستی از خود می پرسیدند (فارغ از بحث ماهیت و صلاحیت شورا که باید در هیات عمومی بررسی شود) این بود که اجرای آراء تخریب در سرتاسر کشور خسارات گسترده غیرقابل جبران بیشتر و جدی تری بلحاظ مادی و حتی روحی (نارضایتی) ایجاد می کند یا اجرای مصوبه شورا در جلوگیری از اجرای آراء تخریب؟! سنجه معتبر در ارزیابی دستور موقت اتفاقاً آزمون عقلائی و عرفی ورود خسارات غیرقابل جبران است و در اینجا نیازی به تخصص نیست بلکه هر فرد متعارف آگاه به موضوع می تواند در مقایسه عقلائی مرسوم، ورود خسارات اجرای آراء تخریب را طبیعتاً و قطعاً بسیار بسیار سنگین تر و جدی تر و البته غیرقابل جبران تر از گزینه مقابل (جلوگیری از اجرای آراء تخریب) ارزیابی کند. و از این جهت نیز حقیقتاً غیرقابل قبول است که در شعب محترم در خیلی از موارد بویژه با اصلاحیه ۱۴۰۲ قانون دیوان که تصمیم دستور موقت شعبه را منوط به تایید رییس دیوان کرده است؛ تقریباً می توان گفت که امکان حمایتی دستور موقت در عمل تعطیل یا بسیار غیرقابل دسترس شده است و چطور است که در شعب دیوان، گرفتن دستور موقت تقریباً ناممکن است اما «مصوبه جلوگیری از اجرای آراء تخریب»، با دستور موقت روبرو و متوقف می شود؟! نباید برعکس باشد؟ دیوان که هدف از آن «احقاق حقوق مردم» بود؛ چرا باید چنین جهت گیری داشته باشد؟ در حالیکه خانه های مردم؛ «چنانکه افتد و دانی» با آراء ضعیف، تبعیض آمیز، نا هماهنگ، غیرمستدل و مستند و «یک خطی!!!» کمیسیون های ماده ۱۰۰ و سایر مراجع، گاه حتی بدون تشکیل جلسه و امضای صورتجلسات با روش «دستگردان!!»، بصورت روزانه تخریب می شود و آه و ناله مردم بلند است؛ صدور دستور موقت توقف مصوبه شورای امنیت کشور چقدر درست است؟ بگذریم که من با صدور هرگونه رای تخریب، قلع بنا و اعاده به وضع سابق از هرمرجعی (بجز در صورت ناایمن بودن بنا و غیرقابل ایمن سازی و دعاوی حقوقی میان اشخاص حسب مورد) صد در صد مخالفم و به نظرم باید با ماده واحده ای تمامی احکام قانونی تخریب؛ لغو و نسخ گردد. چه معنی دارد که ضعف قانون، ضعف نظارت، ضعف نهادها و نارسایی های دیگر را به مردم تحمیل کنیم؟ شهرداری در زمان ساخت کجا بود که حالا کمیسیون رای به تخریب می دهد؟! البته معلوم است کجا بوده! عجیب تر از این نمیتوان رفتار کرد. این بساط باید جمع شود و بیش از این مردم را عصبانی و مستاصل نکنید. دیوان؛ با توجه به عقب ماندگی، خواب بودن و ناتوانی مقنن برای اصلاح این وضعیت اسفبار، آخرین پناه مردم است و قضات محترم، رسالت سنگینی در دفاع از حقوق مردم دارند. دیوان وظیفه دارد طرف مردم باشد؛ اما بویژه با اصلاحات مصیبت بار ۱۴۰۲ از مردم فاصله گرفت و ای کاش که دست کم سمت دولت می رفت؛ زیرا فعلا که معلوم نیست در کدام سمت است؛ و مدتی است که راهش را گم کرده است.
cpl.qom.ac.ir/article_4029.html%D9%85%D8%… تطبیقی سازوکارهای حل اختلافات کارگر و کارفرما در نظام حقوقی آلمان و آمریکانوع مقاله : مقاله پژوهشینویسندگان مهدی هداوند 1 محمد سلگی 21 استادیار گروه حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران. 2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران. 10.22091/CPL.2025.14632.1083چکیدهاین مقاله به بررسی چارچوبهای نهادی متنوع و مبانی حقوقی حل اختلافات کارگری در نظام حقوق کار آلمان و ایالاتمتحده میپردازد و سازوکارهای کلیدی مانند میانجیگری، مصالحه، داوری، دادگاههای کار، نهادهای اداری و فرآیندهای رسیدگی غیررسمی را برجسته میکند. این نوشتار، نظام حقوقی حلوفصل اختلافات کارگری آلمان - که با شوراهای کار، کمیتههای مصالحه و دادگاههای تخصصی کار مشخص میشود - را با رویکرد غیرمتمرکزتر و خصوصیتر ایالاتمتحده که با میانجیگری داوطلبانه، داوری اجباری و دسترسی محدود به راهحلهای قضایی رسمی مشخص میشود، مقایسه میکند. این تحلیل تأکید میکند که چگونه طراحی نهادی، ارزشهای اجتماعیحقوقی گستردهتری را منعکس میکند، مانند تأکید نظام حقوق کار آلمان بر مشارکت اجتماعی و تصمیمگیری مشترک در مقابل تمرکز ایالاتمتحده بر فردگرایی و آزادی قراردادی. در این میان، افزایش داوری اجباری در نظام حقوق کار ایالاتمتحده نگرانیهایی جدی در خصوص انصاف، شفافیت و دسترسی واقعی به عدالت را موجب شده است. این مقاله همچنین نقش نهادهای اداری و اهمیت روزافزون سازوکارهای جایگزین حل اختلاف را بررسی میکند و نتیجه میگیرد که اگرچه هر دو نظام حقوق کار قصد دارند اختلافات کارگری را بهطور مؤثر حل کنند، الگوی آلمانی فرآیندهای متعادلتر و فراگیرتری را ارائه میدهد، در حالی که نظام حقوقی ایالاتمتحده خطر تشدید عدم تعادل و موازنه قدرت میان کارگران و کارفرمایان را به همراه دارد. درنتیجه، این مطالعه تطبیقی نهتنها تفاوتها در معماری نهادی، بلکه مبانی نظری و بر سازنده این نظامها را نیز برجسته میکند. این مقاله همچنین نشان میدهد که در یک بازار کار جهانی شده، گنجاندن عناصری از رویکرد الگوی آلمانی، مانند دادگاههای کار قابل دسترس و سازوکارهای مشارکت کارگران - میتواند برخی از کاستیهای نظام آمریکایی را برطرف کند.کلیدواژهها کارگر کارفرما دعاوی دادگاه کار آمریکا آلمانموضوعات حقوق عمومی تطبیقی
qjpl.atu.ac.ir/article_19750.html%D8%AA%D… اتحادیه کارگری و شورای کار در نظام حقوق کار آلمانمقالات آماده انتشارنوع مقاله : مقاله پژوهشینویسندگانمحمد سلگی 1 مهدی هداوند 21 دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی 2 استادیار گروه حقوق عمومی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی doi.org/10.22054/qjpl.2025.85846.3108%DA%… مقاله به تحلیل نظام دوگانه نمایندگی کارگری در حقوق کار آلمان میپردازد که بر دو نهاد مکمل و درعینحال متمایز، یعنی اتحادیههای کارگری و شوراهای کار، استوار است که بنیان دموکراسی صنعتی این کشور را شکل دادهاند. مسئله اصلی پژوهش، ارزیابی میزان کارآمدی این نظام در مواجهه با تحولات ساختاری بازار کار معاصر، از جمله گسترش اشتغال دیجیتال، کاهش عضویت در اتحادیهها و پراکندگی نیروی کار است. پرسش محوری تحقیق آن است که آیا نظام دوگانه نمایندگی کارگری همچنان توان پاسخگویی به نیازهای متغیر نیروی کار را دارد یا مستلزم بازسازی نهادی و اصلاحات حقوقی است. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر رویکردی میانرشتهای است که با بهرهگیری از منابع حقوقی، تاریخی و دادههای نهادی، به تحلیل مبانی شکلگیری، ساختار و تحولات این نظام میپردازد. یافتهها نشان میدهد نظام دوگانه نمایندگی کارگری هنوز در صنایع سنتی مؤثر است، اما در بخشهای نوین اشتغال با ضعفهای جدی روبهروست. نتیجه پژوهش آن است که تداوم این الگوی حقوقی مستلزم تقویت پیوند میان اتحادیهها و شوراهای کار، گسترش شمول نمایندگی و انطباق با تحولات فناوری و بازار کار است تا بتواند تعادل میان عدالت اجتماعی و پویایی اقتصادی را در چارچوب دموکراسی صنعتی آلمان حفظ کند.کلیدواژههااتحادیه کارگری؛ شورا؛ کارگر؛ آلمان؛موضوعات حقوق عمومی
حقوق ما و سنتسنت یکی از نیروهای اصلی پدید آورنده حقوق در جوامع است. حقوق از سنت تغذیه میکند و از آن ثاتیر می پذیرد.به نظر می رسد دستکم سه سنت در ایران، تاثیرات مهمی - برخی کمتر و برخی بیشتر- بر شکل گیری حقوق و قواعد حقوقی در ایران داشته و دارند، چه با آنها مخالف باشیم یا موافق: ۱-سنت ایرانشهری؛ ۲-سنت دولت-شهر آتنی-غربی؛ ۳-سنت مدینه-ابراهیمی.۱-سنت ایرانشهری: الف- حکمت خسروانیارزشهای خرد، شادی، روشنایی(نور)، رهائی، مهر، زندگی، آزادگی، داد، دهش، …«گمان مبر که به پایان رسید کار مغان- هزار باده ناخورده در رگ تاک است» ساقی نامه حافظ(مدینه احرار و مدینه کرامیه فارابی)ب- کیش های ایرانی:مزدیسنا، مانوی، مزدکیپ- عرفان عاشقانه۲- سنت دولت-شهر آتن (عقلانیت ابزاری): عقل یونانی، عصر روشن نگری، مکاتب انتقادی؛ (مشروطه) ۳- سنت مدینه-ابراهیمی: (یهودیت، مسیحیت، اسلام)(مدینه فاضله فارابی)(نسبت حقوق و فقه)