در جهانی که از در و دیوارش جنگ، خشونت و نفرت میبارد، اگر هنوز روزنهای به سوی نور و امید باقی ماند…
انتشار: 2026/07/16 10:09 UTCدریافت: 2026/08/15 03:09 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:09 UTC
در جهانی که از در و دیوارش جنگ، خشونت و نفرت میبارد، اگر هنوز روزنهای به سوی نور و امید باقی مانده باشد، در وجود کسانی است که به جای اسلحه، کتاب برمیدارند؛ میدوند و برای کودکان از رؤیای صلح، دوستی و آیندهای روشن سخن میگویند.این روزها، در میان انبوه خبرهای تلخ، تنها خبرهایی مرا به زندگی امیدوار میکنند که از گردهم آمدن انسانها حکایت دارند؛ خبرِ آدمهایی که کنار هم مینشینند، کتابی را با هم میخوانند، به تماشای تئاتر یا فیلمی میروند و درباره آن گفتوگو میکنند. برای من، اینها مهمترین خبرهای جهاناند.چندی پیش با تصویری روبهرو شدم که برایم شبیه گشوده شدن پنجرهای رو به بهشت بود؛ تلاش انسانی دغدغهمند در افغانستان که «چالش صد روز دویدن و کتابخواندن برای کودکان» را آغاز کرده است.در روزگاری که هر کس پرچمی برمیدارد، به اردوگاهی میپیوندد و برای آن شعار میدهد، هنوز انسانهایی هستند که به هیچ اردوگاهی تعلق ندارند؛ نه پرچمی دارند، نه تشکیلاتی، نه رسانهای و نه انبوهی از دنبالکنندگان در شبکههای اجتماعی. هیچ خبرگزاری بزرگی از آنان نمیگوید و هیچ دوربینی زندگیشان را ثبت نمیکند.اما آنها چیزی دارند که از همه اینها ارزشمندتر است: کتاب، شوق گفتوگو و قلمی که با آن از صلح مینویسند و از جنگ بیزاری میجویند؛ زیرا هر جنگی، پیش از هر چیز، شکستی برای انسانیت است.آنان شمع کوچک خود را در دل این تاریکی میافروزند و بیآنکه انتظار دیده شدن داشته باشند، سهم خویش را در کاستن از رنج و بیمعنایی این جهان ادا میکنند. شاید همین شمعهای کوچکاند که مانع میشوند تاریکی، جهان را به تمامی از آنِ خود کند.دوست و برادر عزیزم، حسین بینش،من از صمیم قلب، تلاش تو را یکی از شریفترین و ارزشمندترین کارهایی میدانم که امروز میتوان برای جهان انجام داد. کتابهایت را بردار، به دویدنت ادامه بده و برای کودکان از رؤیاهایی بگو که هنوز کسی نتوانسته آنها را بمباران کند؛ از صلح، دوستی، امید و آیندهای که ساختنش از همین امروز آغاز میشود.با مهر و احترامدوست کوچک توحسین محمودی



