دکتر خلیلی و سارقان درجه یک!دکتر خلیلی، آن مرد خوش برخورد و خونسرد، آن یگانه ایمونولوژیست برتر ایرا…
انتشار: 2026/07/16 12:06 UTC
دکتر خلیلی و سارقان درجه یک!دکتر خلیلی، آن مرد خوش برخورد و خونسرد، آن یگانه ایمونولوژیست برتر ایران، سوار بر خودروی خود وارد کوچه شده بود که دو سرنشین موتورسیکلت با کلاههای تمامبسته، محترمانه از داخل شیشه باز سمت راننده نگاهی به داخل کردند، یا الله ای گفتند،. یکی از آنها با کمال ادب گفت: «ببخشید آقای دکتر، گوشیتون رو بدید لطفاً.»دکتر ابتدا کمی مقاومت کرد و حس کرد دو سه مشتی به سمتش روانه شده دکتر خلیلی کمی فکر کرد، گوشی را دو دستی تقدیم کرد و با لبخندی ملیح گفت: «بفرمایید، لطفاً اگر باطریاش تمام شد، شب که خونه رسیدید شارژش کنید، رمز هم ۱۲۳۴ است. موفق باشید پسرهای خوب! الهی قربونتون برم، میدونم خرجتون زیاده،. گرونی هست،. تورم سرسام آور»سارقان که انتظار چنین برخورد گرمی را نداشتند، یکی از آنها گفت: «دمتون گرم!، بنازم به این برخورد مودبانه شما ، بوس بوس» و با موتور گاز دادند رفتند.دکتر خلیلی کمی فکر کرد گفت، عه اینا دزد بودند و در همچین شرایطی چه اقدامی باید کنم؟ سپس راهی کلانتری شد تا پروندهای تشکیل دهد. آنجا وقتی نشست پشت میز، افسر پرونده با تعجب گفت: «آقای دکتر، شما که لبخند میزنید و ظارتان هم که سالم است ، وجدانا گوشی رو دزدیدند یا خودتون دادید؟»دکتر سری تکان داد و گفت: «هر دو!» اما ناگهان چند نفر از مراجعهکنندگان دیگر شروع کردند به تعریف ماجراهایشان. یکی میگفت: «دیروز گوشیم را دزدیدند، تعقیبش کردم، تصادف کردم و کلی خرج بیمارستان شدم!» دیگری گفت: «من شکایت کردم، سه ماه دادگاه رفت و آمد، آخرش هم گفتند گوشیات را خودت گم کردهای!»دکتر خلیلی یک دقیقه فکر کرد، بعد برگه شکایت را مچاله کرد و به افسر گفت: «آقای سروان، من میبخشمشان! تازه فهمیدم که این دو جوان با اون همه اخلاق خوش، چه لطفی حقیر رو کردن؛ گوشیام از رده خارج بود، عمرشو کرده بود و فقط وقتی به دیوار میخورد زنگ میزد! حالا نه تصادف کردم، نه هزینه دادگاه دادم، نه کسی مرا مقصر دانست! راستی اگر سارقان را دیدید، بگویید تو اولین فرصت گوشی بهتری بدزدند که اذیت نشوند»پ. ن : خب الحمدالله خود دکتر خوب هستند، مقاومت نکردند وگرنه شاید..... الان هم به خوبی خوشی کارهای روزمره خود را انجام می دهند
