https://x.com/drahimloo/status/2085421752809857211?s=52&t=vVj1W75ynQ_Igayr6BBbWgروایت یک فاجعه/چگون…
انتشار: 2026/08/06 17:51 UTCدریافت: 2026/08/06 22:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 22:47 UTC
x.com/drahimloo/status/208542175280985721… یک فاجعه/چگونه اقتصاد ایران به اجاره تراستی ها سپرده شد!؟بخش دوم ؛ رنگين كمان تحريم ها و فاجعه تراستي ها، ميراث شوم معجزه هزاره سوم✍️عبداله رحیم لوی بنیسمحمود احمدینژاد در دوره ریاستجمهوری خود (۱۳۸۴–۱۳۹۲) با ترکیبی از سیاست هستهای تقابلی، اظهارات تحریکآمیز و مدیریت ضعیف پرونده، تحریمهای محدود را به یک رژیم جامع و ساختاری تبدیل کرد که اقتصاد ایران را بهشدت تحت فشار قرار داد و بستر ظهور شبکههای تراستی را فراهم ساخت. این دوره نقطه عطفی بود که نه تنها تعداد و شدت تحریمها را افزایش داد، بلکه اثرگذاری آنها را ماندگار کرد.دو عامل کلیدی در این فرآیند برجسته است: اظهارات مکرر درباره هولوکاست و لو رفتن گسترده فعالیتهای هستهای. احمدینژاد با زیر سؤال بردن ابعاد هولوکاست، برگزاری نشستهای انکارگرایانه و موضعگیریهای تند ضدصهیونیستی، تصویر ایران را بهعنوان رژیمی غیرمنطقی و تهدیدآمیز در افکار عمومی غرب تثبیت کرد. این موضعگیریها اجماع بینالمللی را تسهیل نمود و حتی حمایت نسبی قدرتهایی مانند روسیه و چین در شورای امنیت را دشوارتر ساخت. همزمان، ازسرگیری غنیسازی پس از تعلیق دوره خاتمی، پیشرفت شتابزده در تأسیسات نطنز و اراک، و گزارشهای پیاپی آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره عدم همکاری و فعالیتهای اعلامنشده، بیشترین میزان افشا و لو رفتن برنامه هستهای را رقم زد. پرونده به شورای امنیت ارجاع شد و ایران ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد قرار گرفت.نتیجه این سیاستها صدور قطعنامههای پیدرپی شورای امنیت بود: ۱۶۹۶ (۲۰۰۶)، ۱۷۳۷ (۲۰۰۶ بهعنوان اولین تحریمهای الزامآور)، ۱۷۴۷ (۲۰۰۷)، ۱۸۰۳ (۲۰۰۸)، ۱۸۳۵ (۲۰۰۸) و ۱۹۲۹ (۲۰۱۰ بهعنوان قویترین). این قطعنامهها تحریمهای هستهای، موشکی، تسلیحاتی و مالی را شامل میشد. در ادامه، تحریمهای یکجانبه آمریکا (از جمله قانون CISADA در ۲۰۱۰) و تحریم نفتی اتحادیه اروپا از ۲۰۱۲ اضافه شد. هرچند تعداد designationهای فردی در این دوره کمتر از دورههای بعدی بود، ماهیت بخشمحور و ساختاری آنها (نفت، بانک مرکزی، کشتیرانی و بیمه) اثرگذاری عمیقتری داشت.اثرگذاری این تحریمها ملموس و سنگین بود. صادرات نفت ایران از حدود ۲٫۲ تا ۲٫۵ میلیون بشکه در روز به حدود یک میلیون بشکه یا کمتر کاهش یافت. درآمدهای نفتی دهها میلیارد دلار افت کرد، رشد اقتصادی در برخی سالها به منفی ۵ تا ۷ درصد رسید، ارزش ریال سقوط کرد و تورم افزایش یافت. دسترسی به سیستم بانکی بینالمللی محدود شد و هزینههای واردات بهطور قابل توجهی بالا رفت. این فشار در سالهای پایانی دولت دهم به اوج رسید.در مقایسه با دورههای دیگر، تفاوت آشکار است. در دولت خاتمی، با تعلیق غنیسازی و مذاکره، تحریمهای عمده چندجانبه وجود نداشت و اقتصاد رشد بهتری تجربه کرد. در دولت روحانی، برجام بخش عمده تحریمهای شورای امنیت را تعلیق کرد، هرچند خروج آمریکا در ۲۰۱۸ موج جدیدی از تحریمهای حداکثری را به همراه آورد. تحریمهای دوره احمدینژاد بهدلیل آمادگی کمتر اقتصاد و وابستگی شدید به نفت، ضربه اولیه سنگینتری وارد کرد و پایه بسیاری از محدودیتهای بعدی را گذاشت.دلایل تشدید تحریمها روشن است: مديريت تقابلي پرونده هستهای، رد پیشنهادهای مذاکرهای، تلقی تحریمها بهعنوان «کاغذپاره» و اظهارات تحریکآمیز از جمله درباره هولوکاست. این رویکرد تقابلی، اجماع بینالمللی را تقویت کرد و پاسخ غرب را از اقدامات محدود به فشار همهجانبه سوق داد.آیا این روند عامدانه برای غارت منابع ارزی و خلق تراستیها دنبال شد؟ شواهد معتبر نشان نمیدهد که هدف اولیه طراحیشده برای غارت بوده باشد. اما نتیجه عملی سیاستها دقیقاً همین بود. وقتی فروش رسمی نفت مسدود شد، شبکههای واسطه، افراد «امین» و سازوکارهای غیررسمی جایگزین شدند. این بستر، فساد گسترده، دور زدنهای پرهزینه و اتلاف منابع ارزی را ممکن ساخت و میراثی به نام تراستیها بر جای گذاشت که سالها بعد نیز ادامه یافت. سیاستهای آن دوره نه تنها تحریمها را تشدید کرد، بلکه ساختارهای موازی و غیرشفافی را خلق نمود که هزینه اصلی آن را مردم پرداختند.در مجموع، احمدینژاد با ترکیب اظهارات جنجالی، مدیریت ناکارآمد پرونده هستهای و رویکرد تقابلی، به معجزهگر تحریمهای ساختاری و خالق بستر تراستیها تبدیل شد. میراث این دوره، انزوای عمیقتر و هزینههای اقتصادی سنگینی بود که پیامدهای آن فراتر از زمان ریاستجمهوریاش ادامه یافت.t.me/eghtesademaa
