عوامل روانشناختی و ساختاری جهش دلار به رکوردهای تاریخی و غفلت از اقتصاد واقعی در مرداد ۱۴۰۵، نرخ د…
انتشار: 2026/08/23 07:19 UTCدریافت: 2026/08/23 14:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 14:05 UTC
عوامل روانشناختی و ساختاری جهش دلار به رکوردهای تاریخی و غفلت از اقتصاد واقعی در مرداد ۱۴۰۵، نرخ دلار در بازار آزاد ایران بارها سقفهای تاریخی را جابهجا کرد و به محدودههای بالای ۱۹۰ هزار تومان و حتی نزدیک ۱۹۴ هزار و ۶۳۰ تومان رسید. این جهش تنها نتیجه عرضه و تقاضا نبود؛ ترکیبی از سیگنالهای تورمی، قطع کانالهای مالی حیاتی و پمپاژ مستمر اخبار تنشآفرین، انتظارات تورمی را به اوج رساند و پول ملی را تضعیف کرد.نقش تشویش اذهان عمومی و سیگنالهای تورمی مرتبط با بنزین و انرژیاسماعیل سقاب اصفهانی، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، در ماههای اخیر بارها بر ناترازی شدید انرژی، ضرورت کاهش مصرف خانگی، مشکلات خودروهای پرمصرف و سناریوهای اصلاح توزیع بنزین تأکید کرده است. اظهاراتی مانند اشاره به کسری احتمالی ۲۴ تا ۲۹ درصدی برق در پیک تابستان، هزینه سنگین خودروهای بیکیفیت بر بیتالمال و مردم، و بررسی مدلهای تغییر مبنای توزیع سوخت از خودرو به فرد، هرچند ممکن است با نیت مدیریت منابع بیان شده باشند، در فضای عمومی به عنوان سیگنالهای قوی افزایش قیمت بنزین و حاملهای انرژی تفسیر شدند.در شرایطی که قیمت بنزین سوپر وارداتی در بورس انرژی به پایههای نزدیک ۹۰ هزار تومان و تمامشدههای بالاتر رسیده و بحث اصلاح تدریجی یا چندنرخی سوخت در جریان است، چنین اظهاراتی انتظارات تورمی را تحریک میکند. بازار ارز به شدت به سیگنالهای هزینهای حساس است؛ هر اشاره به گرانتر شدن بنزین، بلافاصله به افزایش تقاضای احتیاطی برای دلار و طلا منجر میشود. این تشویش اذهان عمومی، بدون همراهی با برنامههای شفاف حمایتی و زمانبندی دقیق، نقش مهمی در تشدید نوسانات ایفا کرده است.قطع روابط مالی با امارات؛ از دست رفتن لنگرگاه قیمت دلارامارات متحده عربی یکی از مهمترین شرکای تجاری و مسیرهای غیررسمی مبادلات مالی ایران محسوب میشد و درهم امارات عملاً به عنوان یکی از لنگرگاههای قیمتگذاری دلار در بازار ایران عمل میکرد. اعلام تعلیق تمام فعالیتها، مبادلات تجاری و معاملات مالی با ایران از سوی امارات در اواخر مرداد ۱۴۰۵ (پس از ادعاهای مربوط به تنشهای منطقهای)، این کانال حیاتی را مختل کرد.با توجه به وابستگی قابل توجه تجارت غیرنفتی و نقلوانتقالات ارزی ایران به مسیر امارات، قطع یا محدود شدن این روابط، عرضه دلار و درهم را تحت فشار قرار داد و ریسکهای معاملاتی را افزایش داد. نتیجه مستقیم، رشد تقاضای احتیاطی و جهش نرخ ارز بود. از دست رفتن این لنگرگاه، بازار را آسیبپذیرتر کرد و نشان داد که وابستگی به مسیرهای غیررسمی تا چه حد شکننده است.پمپاژ اخبار جنگ و تنش از هر تریبوندر کنار عوامل فوق، جریان مداوم اخبار تنشهای منطقهای، تهدیدات نظامی، و تحولات ژئوپلیتیک از تریبونهای مختلف (رسمی و غیررسمی)، فضای روانی بازار را ملتهب نگه داشته است. تجربه ماههای گذشته نشان میدهد که هر موج خبری مرتبط با درگیریهای احتمالی یا واقعی، بلافاصله به فروش ریال و خرید دلار منجر میشود. این پمپاژ مداوم، حتی در غیاب تغییرات بنیادی فوری در عرضه ارز، انتظارات را به سمت صعود سوق میدهد و رکوردشکنیهای پیدرپی را تسهیل میکند.آیا کسی به فکر اقتصاد کشور، تولید و سفرههای مردم هست؟در حالی که دلار به رکوردهای جدید میرسد، تورم انتظاری بالا میرود و قدرت خرید خانوارها فرسایش مییابد، پرسش اساسی این است: اولویت واقعی سیاستگذاری کجاست؟ تولید صنعتی و کشاورزی تحت فشار هزینه انرژی و ارز، سفرههای مردم با افزایش قیمت مواد غذایی و حملونقل تهدید میشود، و بنگاههای کوچک و متوسط با بیثباتی ارزی دستوپنجه نرم میکنند. سیگنالهای تورمی بدون بستههای حمایتی شفاف، قطع کانالهای مالی بدون جایگزینهای فوری، و فضای روانی ملتهب، همگی به زیان بخش واقعی اقتصاد تمام میشوند.اقتصاد ایران نیاز به ثبات انتظارات، شفافیت در سیاستهای انرژی و ارزی، تقویت تولید و حمایت هدفمند از معیشت دارد. تا زمانی که تمرکز بر مدیریت روانی بازار و کاهش وابستگیهای شکننده نباشد، رکوردشکنیهای دلار و فشار بر سفرههای مردم ادامه خواهد یافت. مسئولیت جمعی سیاستگذاران، رسانهها و تحلیلگران این است که به جای تشدید تشویش، به سمت راهحلهای عملی برای ثبات و رشد حرکت کنند.t.me/eghtesademaa


