استعمار و استبداد به روش جدید فیفانویسنده: کورش بهشتیمدت مطالعهدر جام جهانی ۲۰۲۶، تقریباً همه ورزشگاهها مسقف هستند و ظاهراً در مقررات جدید فیفا، باید ورزشگاه های میزبان مسابقات سطح بالا مسقف شوند. این مقررات به زودی آسیا را هم فراخواهد گرفت. اما تعبیه سقف کامل بر ورزشگاه که در نگاه اول با هدف راحتی تماشاگر مستقر در استادیوم انجام می شود، از یک طرف می تواند، بحث مصرف انرژی پیچیده ای، به ویژه برای خنک سازی در تابستان داشته باشد. چرا که برای بهره مندی از نور طبیعی و رشد چمن و نیز سبکی سازه، معمولاً از سقف شیشه ای استفاده می کنند که این مورد، ورزشگاه تبدیل به یک «گلخانه» عظیم میشود.همچنین پیچیدگی های فنی، هزینه احداث و هزینه نگهداری و بهره برداری ورزشگاه را به شدت بالا می برد و از نظر اقتصادی می تواند مشکل ساز باشد. البته مهندسان برای چالش مصرف انرژی و چالش های نگهداری چمن برخی تدابیر مثل معماری دوگانه (سقف بازشو) (Retractable Roofs) استفاده میکنند. این سقفها هزینهی ساخت را گاهی تا ۲۰ درصد و هزینههای نگهداری (تعمیرات جکها، ریلها و چرخدندهها) را بهشدت بالا میبرند.راهکار دیگری که در حوزه انرژی بسیاری از این ورزشگاهها (مانند ورزشگاه مرسدس بنز در آتلانتا) استفاده می شود، استفاده از دیوارههای نیمهتراوا و سیستمهای تهویه نقطهای (Spot Cooling) است و به جای خنک کردن کل فضای عظیم ورزشگاه، فقط ناحیه تماشاگران و زمین بازی خنک می شود.همچنین چون استفاده از سقف کامل، باعث مرگ چمن طبیعی به دلیل نرسیدن اشعه UV می شود. ورزشگاههای مسقف مجبورند از «نورهای مصنوعی رشد» (Grow Lights) استفاده کنند که خود یک مصرفکننده غولآسای برق است. یا مثل ورزشگاه رئال مادرید (سانتیاگو برنابئو جدید) یا ورزشگاههای مشابه در آمریکا، چمن را به صورت خشابی جمع کرده و به زیر زمین میبرند تا زیر نور مصنوعی و سیستمهای گلخانهای نگهداری شود.اما همه این تدابیر فنی، هزینه های احداث و نگهداری را به شدت بالا می برند و این توجیه اقتصادی ورزشگاه را با چالش روبرو می کند. یکی از دلایل مهمی که باعث می شود، فیفا و مالکان ورزشگاهها، زیر بار این هزینه کمرشکن بروند، «استفاده ۳۶۵ روزه» استورزشگاههای روباز در فصول سرد یا روزهای بارانی عملاً بلااستفاده میمانند، اما یک استادیوم مسقف میتواند میزبان کنسرتها، نمایشگاهها و مسابقات NBA یا NFL باشد و درآمدزایی را از صرفاً «فوتبال» فراتر ببرد. با این حال اقتصاد رویداد، آنقدر هم اقتصاد بزرگی نیست و در یک نقطه جغرافیایی نمی توان تعداد پرشماری رویداد برگزار کرد. وقتی که از کشورهای توسعه یافته بزرگ، به سمت کشورهای کوچکتر و کمتر توسعه یافته تر حرکت کنیم این محدودیت شدید تر خواهد شد. این رویکرد، علاوه بر تخریبی که در محیط زیست ایجاد می کند، به عنوان یک سد طبقاتی عمل خواهد کرد و بسیاری کشورهای در حال توسعه یا حتی توسعه یافته با اقتصاد محدودتر را از میزبانی محروم می کند و مانعی در برابر رشد و دیده شدن استعدادها ایجاد خواهد کرد.همچنین، اگر کشورهایی از دو گروه بالا، بنا به چشم و هم چشمی بخواهند نسبت به ساخت و توسعه این قبیل ورزشگاه های مسقف بپردازند، این ورزشگاه ها نقش فیل سفید را برای آنها بازی خواهند کرد و علاوه بر ایجاد وابستگی فنی و اقتصادی، با ایجاد ناکارآمدی در سرمایه گذاری ها، زمینه افزایش شکاف توسعه را فراهم خواهند کرد. t.me/eghtesadherfei
اقتصاد کوانتومینویسنده و مترجم: کورش بهشتیمدت مطالعه: 110 ثانیهاگر بخواهیم به تاثیر سایر علوم در اقتصاد اشاره کنیم و به موضوعات میان رشته ای بین اقتصاد و سایر علوم بپردازیم، ممکن است برای بسیاری، (حتی از متخصصان این رشته) رشته هایی نظیر علوم سیاسی، آمار، ریاضی، روانشناسی و جامعه شناسی دارای ارتباط نزدیک تری باشند. اما جالب است که فیزیک یک رقیب جدی برای همه موارد فوق در همکاری میان رشته ای با اقتصاد محسوب می شود و اصولاً کاربرد ریاضی و آمار پیشرفته در اقتصاد با معادل سازی مفاهیم فیزیکی همراه بوده است. به عنوان نمونه، اگر تعادل را از اقتصاد حذف کنیم، تقریباً هیچ مبنای مهمی برای بسیاری مباحث اقتصاد ریاضی وجود ندارد. یکی از دلایل مهم این ارتباط این است که همانطور که فیزیک در بین علوم طبیعی و پایه به عنوان علم اندازه گیری شناخته می شود، اقتصاد نیز علم اندازه گیری در علوم انسانی است. برخی انجمن های علمی فیزیک، نظیر انجمن علمی فیزیک دانشگاه شریف، حدود دو دهه است، بخش فیزیک اقتصاد دارند اما جالب است که در یک دهه اخیر حوزه میان رشته ای جدیدی به نام اقتصاد کوانتومی (quantum economics ) یا مالیه کوانتومی (quantum finance ) معرفی شده و توسعه پیدا کرده است و حتی دارای مجلات معتبر علمی مختص خود است که در sage journal ثبت شده است. آنطور که مجله Quantum Economics and Finance تعریف می کند، اقتصاد کوانتومی عبارت است از: «کاربرد احتمالات مبتنی بر هندسه تصویری- که با احتمال کوانتومی نیز شناخته می شود- در مدلسازی اقتصادی و مالی است. این حوزه از زمینه های مرتبطی چون شناخت کوانتومی، نظریه بازیهای کوانتومی، محاسبات کوانتومی و فیزیک کوانتوم بهره می برد. » همچنین وبسایت insider، در این خصوص می نویسد: « اقتصاد کوانتومی، یک محیط واقعی اقتصادی را تشریح می کند که با نااطمینانی، همبستگی و ارتباطات چندگانه، و اثرات ترکیب شونده شکل یافته است. جایی که نظریات کلاسیک و سنتی اقتصاد با نقصان جدی مواجه می شوند.» اینسایدر اضافه می کند: «این چارچوب، کوانتوم و هوش مصنوعی را نه به عنوان فناوری های دور از دسترس، بلکه به عنوان نیروهایی باز تعریف می کند که در حال تغییر شکل جدول زمانی امنیتی، فرایند های اکتشاف و ساختارهای تصمیم گیری در امور مالی و حاکمیتی هستند. این گرایش فقط به همکاری های بین دو رشته اقتصاد و فیزیک تمرکز ندارد، بلکه از نظر روانشناسی و رفتارشناسی اقتصادی نیز از رویکرد مدرن تر و جدیدتری استفاده می کند. اقتصاد کوانتومی از رفتار محدود اقتصادعقلایی فاصله گرفته و به انسان و جوامع انسانی به عنوان موجوداتی که دارای خطاهای ادراکی و رفتاری هستند، توجه می کند و این مهم، برای خروج از تعین و ورود به دنیا احتمال یک گام اساسی است. t.me/eghtesadherfei
شفافیت و رسانهنویسنده: کورش بهشتیمدت مطالعه: ۱۴۵ ثانیهشفافیت در لغت، ماهیتی است که با نور و خواص فیزیکی ماده در ارتباط است. با این حال، در چند دهه اخیر، شفافیت بیش از آنکه مفهوم و موضوعی فیزیکی و مادی را برساند، موضوع و مفهومی است که دارای بار و جنبه حقوقی و سیاسی است. اغلب مردم ممکن است، با فرمولها و شاخص های فیزیکی شفافیت آشنایی چندانی نداشته باشند اما ممکن است، در مورد شفافیت سیاسی و نظایر آن سخن بگویند. این مفهوم پیشتر و بیشتر از آنکه با ریشه هایی از علوم انسانی پا در حوزه های سیاسی و مدیریتی گذاشته باشد، از حوزه های هنری نشات گرفته است. به عنوان مثال، موزه ژرژ پمپدو در فرانسه که با معماری عجیب و خاص خود، نماد شفافیت خواهی جامعه فرانسه است، قدمتی بسیار بیشتر از شاخص جهانی شفافیت دارد. همین امر باعث شده است. موضوعات شفافیت راه درستی را در پیش نگیرد و مسیری انحرافی را طی کند که موضوع این مقاله است. حوزه هنر و رسانه، در طی دهه های اخیر از مدعیان اصلی شفافیت بوده است اما جالب است که دقیقاً همین حوزه از هیچ نوع شفافیتی برخوردار نیست. چند وقت پیش، در مورد کانال «خبر فوری» برایم ابهامی پیش آمده بود وقتی بررسی کردم متوجه شدم این یک گروه رسانه ای است و بیش از ۱۶ عنوان رسانه را در قالب های مختلف شامل می شود، و مرکز آن در مشهد است. اما جالب است که به هیچ عنوان نمی توانید پیدا کنید که مدیر مسئول و صاحب امتیاز این رسانه ها چه اشخاص حقیقی یا حقوقی هستند. امروز نیز وقتی خواستم، در مورد سایت کاماپرس بررسی انجام دهم با همین ابهام روبرو شدم و هیچ منبعی در خصوص این اطلاعات پیدا نکردم. جالب است که ذکر اطلاعات دفتر مرکزی، مدیر مسئول، دبیر و صاحب امتیاز نشریات، حداقل از ۷۰، ۸۰ سال پیش اجباری است و بنده به عنوان یک فعال رسانه ای اعلام می کنم، حداقل ۱۵ سال است، همه رسانه های مجازی مکلف به ثبت در سامانه های وزارت ارشاد می باشند. علاوه بر آن، ابزار ها، کانالها و سایتهایی که کسب درآمد می کنند، مکلف به فرایند سخت تر کسب مجوزهای مختلف و اینماد هم هستند. اگر این گام اول شفافیت در رسانه ها برداشته شود، ما می توانیم، سراغ گام دوم برویم: « میزان درآمد و هزینه رسانه ها چقدر است؟ و از کجا حاصل می شود؟ و کجا هزینه می شود؟» و البته گام سوم که:«مطالب آنها چگونه و بر اساس چه ضوابطی تهیه می شود؟ و چه کدهای اخلاقی بر آن حاکم است؟»رسانه ای که خودش در این سه گام، مشکلات بسیار اساسی دارد، امروز داعیه دار طلبکاری شفافیت است. در این اثنای طلبکاری پیگیر مواردی نظیر درج حقوق و دریافتی تک تک کارکنان دولت هستند.اقدامی که بیش از آنکه شفافیت جامعه را بالا ببرد، قیمت فساد را برای عوامل بیرون سازمان پایین می آورد و نه تنها به مفسدان داخلی بلکه به دشمنان خارجی گرای خرابکاری می دهد. حوزه هنر و رسانه که هیچ شفافیتی ندارد و بسیار مسئله دار است، یکی از اقشار مرفه، رانت خوار و در عین حال طلبکار جامعه فعلی ماست. باید مشخص باشد که فیلمی که فروش گیشه آن فلان قدر است و تبلیغات آن بهمان، چطور به عوامل خودش چند برابر آن عواید پرداخت می کند. باید مشخص شود کسانی که (دولتی یا غیر دولتی) اسپانسر یک فیلم، رسانه، موسیقی، ... هستند، بر چه اساسی و چقدر هزینه کرده اند؟ و نفع و قصد و تکلیف آنها واقعاً چه بوده است؟ موضوعی که می دانم، در چند سال اخیر از بحث های حاشیه ای داغ جشنواره ها نیز بوده است و البته یک موضوع جدی در اقتصاد هنر و اقتصاد رسانه نیز می باشد. این ابهامات دایمی و جدی باعث شده اند ما هیچ پیشرفت مهم و جدی نیز در مباحث دانشی و فنی اقتصاد هنر و رسانه هم نداشته باشیم. نمی شود، مدعیان شفافیت، خودشان مظهر عدم شفافیت باشند. t.me/eghtesadherfei
درسی از تیم ملی مکزیک برای فوتبال ایراننویسنده کورش بهشتیمدت مطالعه:ورزش ایران به خصوص فوتبال با مسائل حاشیه ای بسیار مهم وپیچیده ای روبروست. دو مورد از این پیچیدگی های مهم مسئله رشوه و شرط بندی می باشد. اگر چه رشوه و شرط بندی در ایران ممنوع است اما این ممنوعیت ظاهراً بیشتر شامل حال صحبت کردن در مورد آنها و تنظیم و اعمال مقررات نظارتی است، در حالیکه سایتها و اپلیکیشنهای شرط بندی به راحتی در این کشور پول جابجا می کنند. در کشورهایی که شرط بندی آزاد است مقررات سختگیرانه ای به ویژه در حوزه ورزش وجود دارد که در ادامه به یک نمونه اخیر آن در جام جهانی ۲۰۲۶ و اقدام انجام شده می پردازیم. طبق گزارش فوتبال ۳۶۰، ترکیب تیم ملی مکزیک در جام جهانی هدیه ویژه یک میلیون دلاری استیوویلدویت را پس فرستاد. تولیدکننده محتوای آمریکایی مجموعه ساعتهای رولکس را در جلسه تمرینی به ملیپوشان مکزیکی اهدا کرد.استفن دلیوناردیس در فضای مجازی با نام استیوویلدویت شناخته میشود و بیش از ۱.۵ میلیون مشترک در یوتیوب دارد. او در جریان آمادهسازی تیم برای بازی مرحله یکشانزدهم نهایی مقابل اکوادور، در اردوی تمرینی مکزیک به هر یک از اعضای این تیم یک ساعت هدیه داد. او در ویدیویی که در کانال خود آپلود کرده، اعلام کرد ارزش این مجموعه در مجموع یک میلیون دلار است و ارزش هر ساعت بین ۳۰ هزار تا ۹۰ هزار دلار برآورد میشود.تیم ملی مکزیک در بیانیه منتشرشده در کانالهای رسمی رسانههای اجتماعی این تیم، اعلام کرد بازیکنان با توافق دوجانبه تصمیم گرفتند ساعتها را برای دلیوناردیس پس بفرستند؛ هدیهای که این تولیدکننده محتوا «با ابتکار شخصی خود» اهدا کرده بود.اوبد وارگاس، هافبک تیم از دلیوناردیس پرسید چرا این هدیه را به تیم تقدیم کرده است و او توضیح داد در مکزیک زندگی میکند و ۲ میلیون دلار روی پیروزی این تیم مقابل اکوادور در مرحله یکشانزدهم نهایی شرطبندی کرده است؛ موضوعی که او پیشتر در این ویدیو گفته بود یک میلیون دلار سود به همراه خواهد داشت، یعنی معادل کل ارزش فرضی ساعتها. مکزیک در نهایت آن مسابقه را ۲ بر صفر برد.محدودیتهای مربوط به پیشنهاد و پذیرش هدایا در ماده ۲۱ قانون اخلاق فیفا مشخص شده است. نهاد حاکم بر فوتبال جهان اعلام کرده اهدای هدایا ممنوع است، مگر اینکه دارای «ارزش نمادین یا ناچیز» باشد.فیفا همچنین میگوید هدایا در صورتی که به عنوان «راهی برای تحت تأثیر قرار دادن افراد متعهد به این قانون برای انجام کاری، یا اقدام علیه هرگونه مقررات، یا ایجاد تضاد منافع» پیشنهاد یا پذیرفته شوند، مجاز نیستند.این نهاد اعلام کرده است نقض این قانون میتواند با جریمه نقدی به اندازه حداقل ۱۰ هزار فرانک سوئیس (۱۲ هزار و ۵۰۰ دلار) و «محرومیت از فعالیت در هرگونه اقدام مرتبط با فوتبال، حداکثر به مدت ۲ سال» همراه شود.این در حالی است که علیرغم حرفه ای اعلام شدن فوتبال ایران به علت عدم شفافیت مالی باشگاه های ایران و موضوعاتی مانند هزینه کرد برخی هوادار متمول در باشگاهها و دخالت آنها در امورات و شئونات تیم ها در سالهای گذشته بسیار مسئله ساز بوده است. دریافتی مبالغ کلان توسط بازیکنان، و نیز مدیریت سایت شرطبندی توسط افراد نزدیک خانواده های آنها (و ای بسا فعالیت خانواده آنها در سایت سامانه های شرط بندی) از جمله این مسائل حاشیه ای مهم و منفی می باشند که ظاهراً کسی قصد پرداختن به آن را ندارد. اما ورزش و فرهنگ و اقتصاد ایران در حال پرداختن هزینه ها و جریمه های آن است. t.me/eghtesadherfei
استعمار و استبداد به روش جدید فیفانویسنده: کورش بهشتیمدت مطالعه: ۱۳۵ ثانیهدر جام جهانی ۲۰۲۶، تقریباً همه ورزشگاهها مسقف هستند و ظاهراً در مقررات جدید فیفا، باید ورزشگاه های میزبان مسابقات سطح بالا مسقف شوند. این مقررات به زودی آسیا را هم فراخواهد گرفت. اما تعبیه سقف کامل بر ورزشگاه که در نگاه اول با هدف راحتی تماشاگر مستقر در استادیوم انجام می شود، از یک طرف می تواند، بحث مصرف انرژی پیچیده ای، به ویژه برای خنک سازی در تابستان داشته باشد. چرا که برای بهره مندی از نور طبیعی و رشد چمن و نیز سبکی سازه، معمولاً از سقف شیشه ای استفاده می کنند که این مورد، ورزشگاه تبدیل به یک «گلخانه» عظیم میشود.همچنین پیچیدگی های فنی، هزینه احداث و هزینه نگهداری و بهره برداری ورزشگاه را به شدت بالا می برد و از نظر اقتصادی می تواند مشکل ساز باشد. البته مهندسان برای چالش مصرف انرژی و چالش های نگهداری چمن برخی تدابیر مثل معماری دوگانه (سقف بازشو) (Retractable Roofs) استفاده میکنند. این سقفها هزینهی ساخت را گاهی تا ۲۰ درصد و هزینههای نگهداری (تعمیرات جکها، ریلها و چرخدندهها) را بهشدت بالا میبرند.راهکار دیگری که در حوزه انرژی بسیاری از این ورزشگاهها (مانند ورزشگاه مرسدس بنز در آتلانتا) استفاده می شود، استفاده از دیوارههای نیمهتراوا و سیستمهای تهویه نقطهای (Spot Cooling) است و به جای خنک کردن کل فضای عظیم ورزشگاه، فقط ناحیه تماشاگران و زمین بازی خنک می شود.همچنین چون استفاده از سقف کامل، باعث مرگ چمن طبیعی به دلیل نرسیدن اشعه UV می شود. ورزشگاههای مسقف مجبورند از «نورهای مصنوعی رشد» (Grow Lights) استفاده کنند که خود یک مصرفکننده غولآسای برق است. یا مثل ورزشگاه رئال مادرید (سانتیاگو برنابئو جدید) یا ورزشگاههای مشابه در آمریکا، چمن را به صورت خشابی جمع کرده و به زیر زمین میبرند تا زیر نور مصنوعی و سیستمهای گلخانهای نگهداری شود.اما همه این تدابیر فنی، هزینه های احداث و نگهداری را به شدت بالا می برند و این توجیه اقتصادی ورزشگاه را با چالش روبرو می کند. یکی از دلایل مهمی که باعث می شود، فیفا و مالکان ورزشگاهها، زیر بار این هزینه کمرشکن بروند، «استفاده ۳۶۵ روزه» است.ورزشگاههای روباز در فصول سرد یا روزهای بارانی عملاً بلااستفاده میمانند، اما یک استادیوم مسقف میتواند میزبان کنسرتها، نمایشگاهها و مسابقات NBA یا NFL باشد و درآمدزایی را از صرفاً «فوتبال» فراتر ببرد. با این حال اقتصاد رویداد، آنقدر هم اقتصاد بزرگی نیست و در یک نقطه جغرافیایی نمی توان تعداد پرشماری رویداد برگزار کرد. وقتی که از کشورهای توسعه یافته بزرگ، به سمت کشورهای کوچکتر و کمتر توسعه یافته تر حرکت کنیم، این محدودیت شدید تر خواهد شد. این رویکرد، علاوه بر تخریبی که در محیط زیست ایجاد می کند، به عنوان یک سد طبقاتی عمل خواهد کرد و بسیاری از کشورهای در حال توسعه یا حتی توسعه یافته با اقتصاد محدودتر را از میزبانی محروم می کند و مانعی در برابر رشد و دیده شدن استعدادها ایجاد خواهد کرد.همچنین، اگر کشورهایی از دو گروه بالا، بنا به چشم و هم چشمی بخواهند نسبت به ساخت و توسعه این قبیل ورزشگاه های مسقف بپردازند، این ورزشگاه ها نقش فیل سفید را برای آنها بازی خواهند کرد و علاوه بر ایجاد وابستگی فنی و اقتصادی، با ایجاد ناکارآمدی در سرمایه گذاری ها، زمینه افزایش شکاف توسعه را فراهم خواهند کرد.t.me/eghtesadherfei