بلم زندگی ما، بر موج های اندیشه و سیاست#عمادالدین_باقی✍️تعطیلات چند روز گذشته فرصتی بود برای مطا…
انتشار: 2026/07/11 06:25 UTCدریافت: 2026/08/15 05:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:05 UTC
بلم زندگی ما، بر موج های اندیشه و سیاست#عمادالدین_باقی✍️تعطیلات چند روز گذشته فرصتی بود برای مطالعه شماره تازه(شماره۹) کتابنامه آگاهی نو. نخستین مطلب درباره مقاله ای از قائم مقام صدا و سیما در مجله سوره بود، کسی که گفته میشود خط اصلی حاکم بر این سازمان را او ترسیم میکند.درباره صدا و سیما آنچه عمدتاً محل نزاع شده است، برچسب زنی، تخریب چهره های ملی و دلسوز ایران، ترویج خرافات، رفتار تخریبی علیه مذاکرات، تحریک به جنگ، انحصار افراد اندک شمار و بعضاً بدنام آن هم در کشوری که از خیل نخبگان برخوردار است، نقش تعیین کننده سازمان صدا و سیما در سوق دادن جامعه به تلویزیونهای ضد ایرانی که به آنها قدرت اثرگذاری و بسیج علیه امنیت ملی ایران بخشیده است و میتوان گفت از عوامل اصلی وقایع خونین دی ماه۱۴۰۴ همین عملکرد بوده است و... اما آنچه پشت همه این بحثها پنهان مانده است ریشههای عمیقتری دارد و آن هم تفکر فرقهای و بنیادگرایانهای است که ایران و اسلام را با هم بر باد میدهد. در شماره جدید کتابنامه آگاهی نو مقاله بلندی از آقای محمد قوچانی تحت عنوان "خمرهای سیاه: چگونه ایران گرایی، سد راه بنیادگرایی میشود " به همین موضوع پرداخته و یادآور شده است که آن کلمه "آغل" درباره ایران، جدید نیست و قبلاً هم در مناظرهای با او همین تعبیر را به کار برده است. از جمله در فرازی از قول قائم مقام صدا و سیما آمده است: طبقه متوسط، بزک شده طبقه مرفه نو کیسه، بیهویت، بیآرمان و غرب زده است(ص۸). تکلیف روشنفکران و طبقه متوسط که برای این تفکر روشن است اما دامنه تنگ نظری و حذف آنقدر گسترده میشود که شامل حزب اللهی و سپاهی هم میشود زیرا با نگاه منفی ای که به علم جامعه شناسی دارد میگوید: مفاهیم جامعه شناسی که توسط فلان گروه جامعه شناسی در دانشگاه تهران پخت و پز شده و به فضای مطبوعاتی رسانههای غرب زده پرتاب شده و از آنجا به فضای داخلی سازمان صدا و سیما رفته و حزباللهی و سپاهی که سابقه انقلابی دارند هم با همان ادبیات حرف میزنند(کتابنامه، ص۸). اکنون بهتر میتوان فهمید که چرا صدا و سیما به رغم وجود انبوه کارشناسان خوش فکر در بدنه این سازمان اما به خاطر سیطره چنین دیدگاهی بر مدیریت آن به تریبون افراد خاصی تبدیل میشود و بروندادش سقوط مرجعیت رسانه داخلی و بسط نفوذ رسانههای ضد ایرانی است. البته این پرسش برای همگان وجود دارد که مگر اینان چه پشتوانهای دارند که نمیتوان تکان شان داد تا کشتیبان این رسانه ملی را سیاستی دگر آید؟یکی دیگر از مقالات بلند کتابنامه، تحت عنوان "مجلس ایران کشی" درباره بهرام بیضایی است. در کشورهای غربی درباره افرادی کم وزن تر از بیضایی که شخصیت وزینی داشت، کتابها مینویسند و نیک بختانه این مقاله به تحلیل کارنامه و اندیشه ورزی بیضایی و جایگاه ایران در منظومه فکری او می پردازد و حق او را ادا میکند. نمایشنامههای "مرگ یزدگرد"، "آرش"، "سیاوش در آتش" و "روز واقعه" را تحلیل میکند و گزاف نیست اگر بگویم که داستان مرگ یزدگرد یا شاه کشی را از خود بیضایی، روان تر بازآفرینی و روایت می کند. در فرازی از مرگ یزدگرد از قول سرداران آمده است که میدانند "مردم تن است و پادشاه سر" و نویسنده مقاله میافزاید: سخنی که بیضایی بر زبان سردار ساسانی میگذارد البته سخن سعدی است که میگوید "پادشاهان سرند و رعیت جسد"، تفکری که تحقیرآمیز به نظر میرسد اما شیخ سعدی بلافاصله نتیجه میگیرد که: پس نادان، سری باشد که جسد خود را به دندان پاره کند(ص ۶۲).البته مقالات و بحثهای خواندنی و جذاب دیگری مانند گزارش دفتر خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی، گفتگو با ولی نصر تحت عنوان معمای ایران ایدئولوژی یا امنیت ملی؟، پروندهای در معرفی و نقد کتاب "قبیله علیه آزادی" از ماریو بارگاس یوسا، پروندهای درباره احمد فردید به مناسبت انتشار کتاب فراملی گرایی در اندیشه سیاسی ایرانیان از علی میرسپاسی، پروندهای درباره روزنامه اطلاعات به مناسبت ۱۰۰ سالگی آن، پروندهای درباره کتاب "زندگی برژنسکی: پیامبر بزرگ قدرت آمریکا" و پرونده ای به مناسبت درگذشت پرویز خرسند، در این شماره وجود دارد.📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقیt.me/emadbaghi کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله@emadeddinbaghi
