محمد بن حنفیه هم اطاعت کرده، خود را به ابزار جنگ آراست و به عزم حمله، پای به میدان نهاد.🩵کمانداران…
انتشار: 2026/07/14 15:26 UTC
محمد بن حنفیه هم اطاعت کرده، خود را به ابزار جنگ آراست و به عزم حمله، پای به میدان نهاد.🩵کمانداران بصره، وقتی محمد حنفیه را از دور دیدند، 🏹پیکان تیرها را به سینه کمان گذاشتند. آنگاه تیرها، از چپ و راست، به سمت محمد حنفیه، پر میکشید.این، رگبار بهاری بود که قضا را تیره ساخته بود و با این وضع، محمد حنفیه پیش میرفت. ولی او احساس کرد که این پیشروی بیهوده است و در چنین هنگامهای، صف شکافی و لشکرشکنی، کار هیچ کس نیست.🗡آنگاه، محمد حنفیه، از رزمگاه برگشت و عقبنشینی نمود و به خدمت پدر بزرگوارش، امیرمؤمنان (علیهالسلام) رسید و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! این صحنۀ میدان نیست، این، عرصۀ قیامت است!جازه بدهید این تیرباران اندکی آرام بگیرد.
