امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، دست بر سینۀ محمد حنفیه زد، او را عقب رانده و به او فرمود: تو، این سستی…
انتشار: 2026/07/14 15:30 UTC
امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، دست بر سینۀ محمد حنفیه زد، او را عقب رانده و به او فرمود: تو، این سستی و اهمال را، از مادرت به ارث بردهای، و گرنه، پدران تو، هرگز از رگبار تیر، نمیترسیدند.امیرمؤمنان (علیهالسلام)💛 میخواست، شخصاً این کار را به پایان برساند، که امام حسن مجتبی (علیهالسلام)،💚 پیش آمده و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! من به جهت انجام این کار، به میدان میروم.امیرالمؤمنین مرتضی (علیهالسلام)، علاوه بر اینکه عقیده داشت که دربارۀ حسن و حسین (علیهماالسلام) باید احتیاط کرد - زیرا که نسل پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله)، در گروی وجود این دو فرزند عزیز است - اساساً امام حسن (علیهالسلام) را عاشقانه دوست میداشت، لذا سؤال کرد: {ابامحمد! آیا تو میروی؟!}
