✳️در ستایشِ فاصلهبارها در ستایشِ جمع نوشتهام؛ در ستایشِ رابطهها و دوستیها، در ستایشِ قبیله. ولی…
انتشار: 2026/07/02 11:42 UTCدریافت: 2026/08/06 20:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 20:07 UTC
✳️در ستایشِ فاصلهبارها در ستایشِ جمع نوشتهام؛ در ستایشِ رابطهها و دوستیها، در ستایشِ قبیله. ولی از آنجایی که من جمعِ اضدادم، امروز میخواهم در ستایشِ فاصله بنویسم.به تصویرِ درختان در جنگل نگاه میکنم؛ درختانی تنومند و باشکوه که جور معناداری تلاش میکنند فاصلهشان را از هم حفظ کنند. هر درخت جوری شاخ و برگهایش را جمع کرده، انگار دختری روستایی دامنِ بلندش را از ترسِ گلآلود شدن بالا نگه داشته است؛ یا زنی زیبا در ازدحام جمعیت، شانههایش را مچاله کرده که به هیچکس برخورد نکند.یک پدیدهی طبیعیست که در بعضی جنگلها اتفاق میافتد. گونهای از درختها از برخورد به هم اجتناب میکنند. بین شاخ و برگِ هر درخت با درختِ کناری، فضایی خالی است که لابد برای عبورِ نور ایجاد شده؛ یک جور فاصلهی اجتماعی!دیرگاهیست که ما آدمها هم مبتلا بهCrown Shyness شدهایم. ما آدمها که امنیت را در «با هم بودن» و «برای هم زیستن» میجستیم، جایی آگاهانه از هم فاصله گرفتیم تا کمی راحتتر نفس بکشیم. فضایی ایجاد کردیم تا کمی رهاتر زندگی کنیم. فضایی که در آن خبری از برخوردهای دردناک، از زخم و نمک روی زخم نباشد؛ فضایی برای راحتتر نفس کشیدن، و برای عبورِ نور و جریانِ هوا. سروش صحت میگوید: «من تنهایی را دوست دارم که در اتاقم تنها باشم، اما هر وقت در را باز کنم، کسی توی پذیرایی نشسته باشد.»تنهاییِ این درختها، از همان نوع است؛ اما کاش تنهاییِ انسانِ مدرن هم همینشکل بود. ما یا آنقدر در هم میتنیم که راهِ نفس را میبندیم، یا آنقدر دور میشویم که انگار هرگز نبودهایم. ایستادن در فاصلهی مناسب با دیگران، نوعی مراقبت است. این فاصلهای اجازه میدهد هر یک از ما، در عینِ حضور، «خود» باقی بمانیم. مثل درختها، مثل کوهها *با همان تنهایان. الهه افشار#امرین @emrinhamo

