Winter William Shakespeare When icicles hang by the wall, And Dick the shepherd blows his nail, And…
انتشار: 2026/07/12 05:51 UTC
Winter William Shakespeare When icicles hang by the wall, And Dick the shepherd blows his nail, And Tom bears logs into the hall, And milk comes frozen home in pail; When blood is nipp'd, and ways be foul, Then nightly sings the staring owl, …ترجمه شعر "زمستان" از ویلیام شکسپیر وقتی قندیل های یخ از دیوار می آویزد ، و " دیک " شبان با های دهانش سر انگشت هایش را گرم می کند و "تام " کنده های هیزم را به تالار می کشد وقتی سطل شیر ، یخ زده به خانه می رسد ، وقتی خون در رگ ها منجمد می شود و جاده ها را گل می پوشاند ، جغد با چشمان خیره ،آواز شبا نه اش را می خواند " هو ،هو ! آوای خوشی است وقتی " جو آن " چرب و چیلی کفکیر را در دیگ می چرخاند وقتی باد با تمام توان می وزد و می غرد و سرفه ها کشیش را از سخن گفتن باز می دارد وقتی پرندگان در برف روی تخم هایشان می خوابند ، و نوک بینی " مریان " سرخ و ملتهب به نظر می آید وقتی سیب های کباب شده در کاسه صدا می کنند جغد با چشمان خیره ، آواز شبانه اش را می خواند هو ، هو !" آوای خوشی است وقتی جو آن چرب و چیلی کفکیر را در دیگ می چرخاند@Englishliteraturemagazine #شعر #ویلیامشکسپیر
