مهمان آلبر .pdfداستان کوتاه «میهمان» (1957) از آلبر کامو در شصت سال گذشته توجه بسیاری از اندیشمندان…
انتشار: 2026/08/11 07:17 UTCدریافت: 2026/08/19 06:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 06:50 UTC
مهمان آلبر .pdfداستان کوتاه «میهمان» (1957) از آلبر کامو در شصت سال گذشته توجه بسیاری از اندیشمندان نقد ادبی را به خود کشانده است. داستان «میهمان» رویدادهای پانزده ساعت از زندگی معلمی فرانسوی بنام «دارو» در فلات گستردهای از الجزایر را به شکل هنری بیان میکند. در این چند ساعت، زندگیِ خلوت، آرام و مطلوبِ «دارو» بر اثر ورود یک ژاندارم فرانسوی بنام «بلدوچی» سوار بر یک اسب و «یک مرد عرب» بینامِ پیاده و با دستانی بسته، دچار دگرگونی میشود و معلمِ گرفتارِ حسِ وحشتناک تنهاییِ نامطلوب در سرزمینی میشود که شیفتهیِ آن است. در فرایند این رویدادها «دارو» بارها در شرایط انتخاب بین چندین دوراهیِ نامطلوب (dilemma) میشود. نوشتههای روی تختهسیاهِ مدرسه بخوبی جریان دگرگونی فضا را در داستان آشکار میکند. داستان از محیط آرام و دلخواهی با عکس نقشهیِ فرانسه با چهار رودخانهیِ جاری بسوی دریا آغاز میشود و با جملهیِ تهدید خشن معلم به پایان میرسد.داستان در زبان اصلی (فرانسوی) عنوانی شگفتانگیز (L’Hôte) دارد. این واژهیِ فرانسوی دو معنای «میزبان» و «میهمان» را در خود دارد. در ترجمه به زبان انگلیسی و سپس به فارسی، مترجمها ناچار تنها معنای «میهمان» را نگه داشتهاند. دو شخصیت معلم و مردِ عرب در یک زمان حاملِ هر دو معنی هستند. مرد عرب در سرزمین بومی خود باید میزبان باشد، اما در داستان میهمانِ معلم فرانسوی است. دارو یک معلم فرانسوی است، پس در الجزیره میهمان است، اما در داستان نقش میزبانی از یک بومی الجزیره را به عهده میگیرد. این رابطهیِ دوگانهیِ میهمان-میزبان آیرونیهای فراوانی را در داستان پدید میآورد. درس جغرافیای دانشآموزانِ الجزایری به شناختِ رودخانههای فرانسه پرداخته است. معلم فرانسوی به مردمِ بومی الجزایر آذوقه پخش میکند. یک عرب الجزایری که پسرعموی خود را کشته، باید توسط یک فرانسوی دستگیر بشود و به دست عدالت فرانسوی سپرده گردد. @Englishliteraturemagazine #داستان_کوتاه #آلبرکامو
