آیا ایرانیها بحران «مسکن و غذا و لباس» دارند یا بحران «فقیرتر شدن»؟ ✏️دکتر محمود اولاد، صاحبنظر ا…
انتشار: 2026/08/10 10:52 UTCدریافت: 2026/08/13 10:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 10:05 UTC
آیا ایرانیها بحران «مسکن و غذا و لباس» دارند یا بحران «فقیرتر شدن»؟ ✏️دکتر محمود اولاد، صاحبنظر اقتصاد مسکن، معتقد است: 1⃣بحران «کاهش دسترسی به مسکن»، معلول بحران بزرگتری تحت عنوان «فقیرتر شدن خانوارها و افت درآمد سرانه حقیقی ایرانیها است». 2⃣این واقعیت را میتوان از روی مقایسه نرخ رشد اجارهبها و قیمت مسکن با تورم عمومی پی برد. 3⃣نرخ رشد اجاره به طور متوسط تفاوت چندانی با تورم عمومی ندارد؛ حتی چند سالی کمتر از تورم عمومی است. 4⃣رشد قیمت مسکن هم به طور متوسط در حد ۶ تا ۸ واحد درصد بیش از تورم عمومی است که تقریبا در همه کشورها هم همین موضوع هست و ناشی از رانت طبیعی، رانت برنامهای و بازدهیهای ریسکی مسکن است. 5⃣بنابراین، همانطور که سطح عمومی قیمتها در این سالها افزایش زیادی پیدا کرده، هزینه تامین مسکن هم همینطور. 🔴 حال این سوال مطرح میشود که چرا مدت زمان دسترسی به مسکن که از تقسیم قیمت به درآمد بدست میآید، طولانی شده است؟ 6⃣ دقیقا مسئله این است که دلیل افزایش شاخص دسترسی مسکن، بیش از آنکه بزرگ شدن صورت باشد، کوچک شدن مخرج کسر است. 7⃣دلیل کاهش استطاعتپذیری مسکن، افزایش فقر و کاهش درآمد سرانه حقیقی است. 8⃣ حالا اگر این عدم دسترسی و افت توان خرید و اجاره مسکن را «به درون بخش مسکن» محدود کنیم، تمرکز را از روی بحران درآمد به بحران مسکن میآوریم و نتیجهاش این میشود که راهحلهایی در درون بخش مسکن پیشنهادی میشود. 9⃣ مثلاً برخی کارشناسان تاکید بر تولید بیشتر مسکن میکنند در حالی که مشکل اصلا در تولید مسکن نیست. 🔟 ما با فقیر شدن، کیفیت و کمیت خوراک و پوشاک را تغییر میدهیم ولی در مورد مسکن مالکان توان نگهداری دارایی خود را از دست میدهند و بقیه نیز توان خرید یا اجاره پیدا نمیکنند. ❌بحران ما، بحران فقیر شدن است نه بحرانهایی مثل مسکن و خوراک و پوشاک. ❌❌ اینکه مردم گوشت و مرغ را در سبد غذائی خود کم کردند، «بحران غذا» نیست بلکه بحران کاهش درآمد و فقر است❌❌❌ اینکه چند سال یکبار هم نمیتوانیم لباس بخریم و لباسهای کهنه و رنگ و رو رفته را میپوشیم، «بحران لباس» نیست بلکه بحران فقر و کاهش درآمد است. کانال رسمی «رصدخانه بازار مسکن🌍 قابل توجه کسانی که میخواستند با قطار نفت به چین صادر کنند:سبحان نظری، مدیرعامل صندوق راهآهن: جابهجایی نفت خام از طریق ریل از نظر فنی امکانپذیر است، اما از لحاظ اقتصادی صرفه ندارد. دلیل آن نیز این است که قیمت نفت خام در سطح مشخصی قرار دارد و هزینه حمل آن به اندازهای است که جابهجایی نفت خام از طریق ریل را غیراقتصادی میکند.🌍 روزنامه سازندگی: مردم میخواهند زندگی کنند!✍ حبیب رمضانخانی پس از صحبتهای اخیر آقای پزشکیان، مبنی بر اینکه اختلافات با آمریکا با گفتگو و بر اساس تفاهمنامه امضا شده حل شود، بر همگان مشخص شد که بعد از امضای تفاهم، زدن سه کشتی، مورد تایید دولت و بخشی از ساختار نبوده است!در ادامه رویکرد اقلیت ضد تفاهم، اینبار مانور این جماعت بر روی کمبود ذخایر موشکها و تسلیحات آمریکا در منطقه است که آن را فرصتی برای گنجاندن بندهای غیر منطقی در گفتگوهای اخیر با عمان قرار دادهاند! بندهایی که خروجی آن یا جنگ است یا فرسایشی کردن گفتگوها تا انتخابات کنگره که از ترامپ انتقام بگیرند!در خور درنگ اما، این جماعت روی کاهش تسلیحات و موشکهای پدافندی آمریکا توجه ویژه و عمیق دارد، ولی روی کاهش آستانه تحمل و نارضایتی مردم داخل از بابت این بلاتکلیفی، کوچکترین توجهی ندارد!روی فرسایشی کردن گفتگوها به منظور آسیبزنی به ترامپ توجه دارد، ولی روی فرسایش ذهن و روان مردم ایران از بابت این بیچشماندازی توجهی ندارد!خلاصه، با ادامه وضعیت بلاتکلیف امروزی، آنکه در معرض انتقام است مردم ایران است تا ترامپ!🌍 حرف مردم همه مردم با هم مساویند، ❗️طبق شنیدها 🔴 دیرکرد مردم = جریمه؛ دیرکرد مسئولان = هیچ! این چه عدالتی است؟شرکت توزیع برق برای چند روز تأخیر مردم در پرداخت قبض، جریمه دیرکرد تعیین میکند؛ اما وقتی برق بیبرنامه قطع میشود و وسایل مردم میسوزد، خسارت مردم را چه کسی میدهد؟وقتی حقوق کارگر دیر پرداخت میشود، جریمه دیرکرد کجاست؟وقتی بازنشسته ماهها منتظر مطالبات خود میماند، جریمه تأخیر کجاست؟وقتی بیمهها ماهها پرداخت مراکز درمانی را عقب میاندازند، چه کسی خسارت میدهد؟وقتی پرداخت کالابرگ به فروشگاهها با تأخیر انجام میشود، چرا کسی بابت دیرکرد پاسخگو نیست؟وقتی مطالبات پیمانکاران، تولیدکنندگان و هزاران طلبکار دیگر ماهها و گاهی سالها روی زمین میماند، چرا همان فرمول جریمهای که برای مردم بلد هستید، برای خودتان اجرا نمیکنید؟