من تبانی کرده ام با غُصّه ی پنهانِ عشققِصّهی تنهاییام شد قصّهی تاوان عشقمن تبانی کرده ام... با…
انتشار: 2026/06/23 18:52 UTC
من تبانی کرده ام با غُصّه ی پنهانِ عشققِصّهی تنهاییام شد قصّهی تاوان عشقمن تبانی کرده ام... با حادثه، با اضطرابدل به دریا میزنم در لحظهی طوفان عشقمن تبانی کرده ام با آتش و دیوانگی...مثل یک پروانهام در شعلهی سوزان عشقمن تبانی کرده ام با زخم های پیکرممیچکد خون جگر از تیغه یِ برّان عشقمن تبانی کرده ام با درد های مزمنماِی پرستار تبم دیگر نکن درمان عشقمن تبانی کرده ام با خاطراتِ دل شکنباورم ویرانه شد با ضربه یِ پایانِ عشقمن تبانی کرده ام با چهره یِ در آینه...رفته از روی لبم آن حالت خندان عشقآسمان لبریز شد.. از ابرِ خونبار غزل...شاعری غمگینم و خیسِ غمِ باران عشق#نزار_قبانی