جان پس از عمری دویدن لحظهای آسوده بودعقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بودعقل با دل روبهرو شد صب…
انتشار: 2026/08/15 21:09 UTCدریافت: 2026/08/17 19:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 19:40 UTC
جان پس از عمری دویدن لحظهای آسوده بودعقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بودعقل با دل روبهرو شد صبح دلتنگی بخیرعقل برمیگشت راهی را که دل پیموده بودعقل کامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشتدل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بودعقل منطق داشت حرفش را به کرسی مینشانددل سراسر دست و پا میزد ولی بیهوده بودحرف منّت نیست اما صد برابر پس گرفتگردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بودمن کیم؟! باغی که چون با عطر عشق آمیختمهر اناری را که پروردم به خون آلوده بودای دل ناباور من دیر فهمیدی که عشقاز همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود #فاضل_نظری .