تو نوری ، نغمهٔ صبحی ، وَ یا یک بوسهٔ شبنم!تو شوری ضرب سنتوری که بر قلبم شدی محرملطیفِ نم نم باران…
انتشار: 2026/08/22 07:17 UTCدریافت: 2026/08/22 07:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 07:40 UTC
تو نوری ، نغمهٔ صبحی ، وَ یا یک بوسهٔ شبنم!تو شوری ضرب سنتوری که بر قلبم شدی محرملطیفِ نم نم باران ، به گلبرگ اقاقی ها !به روی گونه هایم می نشینی بی هوا کم کمنسیم مهربانی روی دست و شانه های باد ؛که وقتی میخورد بر صورتم میشوید از آن غمبرایم حس آرامش ، لطیف لمس بابونهکمند و موج گیسویی که روی شانه دادی لمببین گلهای باغ از شوق رویت رنگ می گیرندبه پایت از خجالت تک به تک افتاده اند و خمهوایی پاک و خوش هستی میان هر نفس جاریسرانگشت بهارانی به باغ خانه ام خرّمدر این بازار بی مهری محبت رایگان داری برای زخم سینه مثل دارو می شوی مرهمچنان سربازی ام خسته پس از جنگی پریشانیفضای تیره را نوری به بند دل دژی محکمهر آنچیزی که دور از دسترس باشد به آسانیفراهم می شود با چرخش دستان تو در دم میان این همه ناباوری های بلاتکلیفبه چشمان منِ"حوا" تو هستی بهترین"آدم"به سرسبزیِ گلهای قشنگ "پونه" میمانیکه وقتی عطر مستت میرسد پر می کشد ماتم#افسانه_احمدی_پونه
