✨کربلا تمام نشد 🚩 یا لثارات الحسین هنوز طنین دارد... 🌷یاد کنیم امام شهیدمان را با صلوات
انتشار: 2026/08/20 19:45 UTCدریافت: 2026/08/21 06:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 06:50 UTC
✨کربلا تمام نشد 🚩 یا لثارات الحسین هنوز طنین دارد... 🌷یاد کنیم امام شهیدمان را با صلوات
پستهای تلگرام — مجله طب و تمدن اسلامی
🌟بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد... 🤲همه با هم دعای فرج را برای سلامتی و فرج آقا امام زمان(عج) میخوانیم ‼️✅ خواهشاً همگی باهم به صورت مستمر بخوانیم و غافل نشیم از خوندن این دعای زیبا و پر از برکت🌸 ✨اللهم عَجِّل لِوَلیَک الفَرَج✨🌷سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات. #فرج #دعا📚مجله طب و تمدن اسلامی 🆔 @eslamteb
🌸 لهجه ی نجفی ✍ زادگاه مادرم نجف است. ایشان لهجه ی عربی داشت. در کودکی، با لهجه ی عربی نجفی حرف میزده است. 📖 با قرآن آشنا بود. قرآن را خوب و با صدایی جالب تلاوت می کرد. 🎙️ در اواخر عمر، صدایش گرفته بود و من صدای خوش او را به یادش می آوردم. 📗 بر قرائت کلام…❁﷽❁⭕️ معلم سخت گیر👦 تحصیلات من در مکتب آغاز شد.📖 قسمت چنین بود که پیش از ورود به دبستان، در دو مکتب خانه درس بخوانم.👵 نخستین مکتب را که در چهار سالگی وارد آن شدم یک زن اداره میکرد.🌿 من میل به گوشه گیری داشتم و خود را با درس سازگار نمی یافتم شاید ـک چنانکه خواهم گفت این به خاطر ضعف بیناییام بود. 📝 تصویری که اکنون بیش از هر چیز از این مرحله در ذهنم هست، روشهای غلط آموزشی و پرورشی است.⚠️ هیچ برنامه ی آموزشی در کار نبود آنچه بر مکتب خانه حاکم بود، خشونت و سخت گیری بی دلیل بود.👩 به یاد دارم گاهی «ملاباجی» به برخی جلسات میرفت و همسایه اش - رباب - را به جای خود میگذاشت و رباب در پُر کردن وقت ما با کارهای بیهوده مهارت داشت! 🚶 از جمله اینکه ما را به صف میکرد و به نزد شوهرش - که زمین گیر بود - میبرد.🪵 ما یکی یکی از جلوی او میگذشتیم و او با چوبی که در دست داشت، به کف دستهای ما میزد!👦 برادر بزرگ ترم نیز در این مکتب با من بود.🕌 سال ۱۳۲۳ که پنج شش ساله بودم پدر ما را به مکتب دیگری فرستاد که در اتاقی در یکی از مساجد بود.🏚️ هنوز آن اتاق درس را به یاد دارم، که اتاق تاریکی بود. شاید هم این تصوّر، ناشی از ضعف بینایی من بوده باشد.🤲 این معلم به ما خیلی توجه کرد و ما را سمت چپ خود نشانید. ما همواره مورد توجه او بودیم.📖 من و برادرم در این مکتب درس «عمّ جزء» را شروع کردیم، که با آموزش حروف الفبای عربی آغاز میشد و پس از آن به آموزش جزء سی ام قرآن کریم میپرداختند و از سوره ی «ناس» شروع میکردند.⚡ این معلم، به جزما، با سایر شاگردان سخت گیر و خشن بود.❄️ آنچه امروز از این مکتب در حافظه ام مانده، تندی و خشونت این مرد، و سرما و تاریکی است.👞 من راه خانه تا محل درس را با کفشی طی میکردم که سوراخ بود و زمستان از سوراخ آن آب و گِل وارد میشد و پایم را گلی میکرد.💥 از کارهای عجیبش این بود که روز پنجشنبه شاگردان را پیش از آنکه مرخص شوند، به صف میکرد و به آنها میگفت:💬 «من زیر زبانهای شما مهر میزنم هرکس روز جمعه مقید به خواندن نماز باشد، اثر مهر روی زبانش میماند، وگرنه محو میشود!»🖋️ بعد مُهری برمیداشت و در مرکب آغشته میکرد و زیر زبان هر یک از شاگران را مهر میزد.😨 صبح شنبه قیامت بود.👅 شاگردان در صف می ایستادند، زبانهایشان را برای بازبینی و تفتیش بیرون می آوردند و برخی هم سخت تنبیه میشدند!😢 من هم با شاگردان در صف می ایستادم و از ترس گریه میکردم.💔 ترسم از کتک خوردن نبود، چون ما را احترام میکرد و نمیزد؛ اما از هول و وحشت این صحنه به گریه می افتادم.✍🏻 ادامه دارد... 📗کتاب «خون دلی که لعل شد»#رهبر_شهید #کتابخوانی 📚مجله طب و تمدن اسلامی 🆔 @eslamteb
🤲 يَا أَبَا مُحَمَّدٍ يَا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ ، أَيُّهَا الزَّكِيُّ الْعَسْكَرِيُّ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ، يَا حُجَّةَ اللهِ عَلَى خَلْقِهِ يَا سَيِّدَنَا وَمَوْلانَا ، إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَاسْتَشْفَعْنَا وَتَوَسَّلْنَا بِكَ إِلَى اللهِ ، وَقَدَّمْنَاكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنَا ، يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللهِ ، اِشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللهِ .
﷽✨حضرت امام حسن عسکری علیه السلام:👈عبادت به زیادی نماز و روزه نیست 👈 بلکه حقیقت عبادت،👈 زیاد اندیشیدن در کار خداست.✍ تحف العقول، ص۴۴۸📚مجله طب و تمدن اسلامی 🆔 @eslamteb

