🍃🍃دارو؛ کالایی برای بقا یا قربانی جنگ و سیاست؟🖌وقتی قیمت دارو در کمتر از یک سال بین ۸۰ تا ۲۰۰ درصد…
انتشار: 2026/07/02 08:30 UTC
🍃🍃دارو؛ کالایی برای بقا یا قربانی جنگ و سیاست؟🖌وقتی قیمت دارو در کمتر از یک سال بین ۸۰ تا ۲۰۰ درصد افزایش پیدا میکند، دیگر نمیتوان از "اصلاح قیمت" یا "ضرورتهای اقتصادی" سخن گفت؛ این وضعیت به معنای گرانتر شدن حق زندگی است. برای میلیونها نفر، دارو کالایی لوکس نیست که بتوان از خرید آن صرفنظر کرد، بلکه شرط ادامه حیات است. افزایش چندبرابری قیمت دارو یعنی؛ بسیاری از بیماران میان درمان، بدهکاری یا مرگ ناگزیر به انتخاب میشوند.دولت و فعالان صنعت دارو، حذف ارز دولتی، جهش نرخ ارز، افزایش هزینه تولید، حملونقل و دستمزدها را علت این وضعیت میدانند. اما این توضیحات، تنها بخشی از واقعیت را روایت میکنند. باید پرسید چرا هزینه بحرانهای اقتصادی، سیاستهای ارزی و ناکارآمدی ساختار حکمرانی باید مستقیماً بر دوش بیمارانی گذاشته شود که هیچ نقشی در ایجاد این بحرانها نداشتهاند؟جنگ نیز این بحران را عمیقتر کرده است. جنگ تنها با موشک و ویرانی شناخته نمیشود؛ جنگ زنجیره تأمین را دچار اختلال میکند، منابع عمومی را به سمت هزینههای نظامی میبرد، تورم را تشدید میکند و امنیت درمان را از میان میبرد. در چنین شرایطی، حتی اگر بیمارستانها پابرجا باشند، نبود داروی قابلدسترس و مقرونبهصرفه، خود شکلی از ویرانی است. قربانیان جنگ فقط کسانی نیستند که زیر آوار میمانند؛ بیماری که به دلیل گرانی دارو، درمانش را نیمهکاره رها میکند نیز قربانی همان منطق جنگ است. اکنون واقعیت فروپاشی امنیت اجتماعی و گسترش نابرابری در جریان است و تبدیل سلامت به امتیازی برای کسانی است که توان پرداخت هزینهها را دارند.در چنین وضعیتی، سخن گفتن از "بازار و منطق اقتصادی" بدون توجه به حق همگانیِ سلامت، نوعی عادیسازی خشونت ساختاری است. جامعهای که در آن دارو به کالایی وابسته به نوسانات ارز تبدیل شود، در عمل پذیرفته است که جان انسان نیز تابع قدرت خرید باشد. این همان جایی است که اقتصاد از امور مدیریتی به ابزاری برای بازتولید نابرابری و حذف تدریجی فرودستان تبدیل میشود.جنگ، تحریم، سیاستهای ارزی و ناکارآمدی مدیریتی، هر یک بهتنهایی میتوانند نظام سلامت را تضعیف کنند؛ اما همزمانی آنها، بحرانی میآفریند که نتیجهاش نه فقط گرانی دارو، بلکه فرسایش امید به زندگی است. در این میان، کسانی که بیش از همه آسیب میبینند، بیماران مزمن، سالمندان، افراد دارای معلولیت و خانوادههای کمدرآمد هستند؛ همان گروههایی که باید نخستین دریافتکنندگان حمایت عمومی باشند، نه نخستین قربانیان سیاستهای اقتصادی.جامعهای که نتواند داروی شهروندانش را تأمین کند، حتی اگر از جنگ مستقیم جان سالم به در ببرد، درگیر جنگی خاموش علیه زندگی است؛ جنگی که هر روز در داروخانهها، بیمارستانها و خانههای مردم قربانی میگیرد و هزینه آن را نه سیاستگذاران، بلکه بیماران با جان و سلامت خود میپردازند.اتحاد بازنشستگان@etehad_bazn

